neurites

[ایالات متحده]/ˈnjʊəraɪt/
[بریتانیا]/ˈnjʊrˌaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیش‌بینی از بدن سلولی یک نورون؛ به‌طور خاص، یک آکسون یا دندریت

عبارات و ترکیب‌ها

neurite growth

رشد نورونیت

neurite extension

گسترش نورونیت

neurite retraction

بازگشت نورونیت

neurite outgrowth

رشدمیلی‌سلولی

neurite morphology

مورفولوژی نورونیت

neurite structure

ساختار نورونیت

neurite network

شبکه نورونیت

neurite signaling

سیگنالینگ نورونیت

neurite formation

تشکیل نورونیت

neurite alignment

ترازی نورونیت

جملات نمونه

the neurite extends from the neuron cell body.

نورایت از جسم سلولی نورون منشعب می‌شود.

neurite outgrowth is crucial for neural development.

رشد نوریت برای رشد عصبی بسیار مهم است.

researchers study neurite formation in the lab.

محققان تشکیل نوریت را در آزمایشگاه مطالعه می‌کنند.

neurite retraction occurs during cell stress.

انقباض نوریت در طول استرس سلولی رخ می‌دهد.

damage to neurites can affect signal transmission.

آسیب به نوریت‌ها می‌تواند بر انتقال سیگنال تأثیر بگذارد.

neurite branching is essential for forming networks.

تفرعی شدن نوریت برای تشکیل شبکه‌ها ضروری است.

neurites can regenerate after injury in some species.

نوریت‌ها می‌توانند پس از آسیب در برخی از گونه‌ها بازسازی شوند.

the growth cone guides neurite extension.

سر رشد، گسترش نوریت را هدایت می‌کند.

neurite development is influenced by various factors.

رشد نوریت تحت تأثیر عوامل مختلف قرار دارد.

impaired neurite growth can lead to neurological disorders.

رشد مختل نوریت می‌تواند منجر به اختلالات عصبی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید