neuroatypical

[ایالات متحده]/ˌnjʊərəʊəˈtɪpɪkəl/
[بریتانیا]/ˌnʊroʊəˈtɪpɪkəl/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده با یک پروفایل عصبی که از آنچه معمولاً معمول است متفاوت است؛ مربوط به نورودیورسیته.

جملات نمونه

many neuroatypical individuals develop unique coping strategies.

بسیاری از افراد نوروآتیپیک راهکارهای مقابله‌ای منحصر به فردی توسعه می‌دهند.

teachers should understand neuroatypical children's learning needs.

معلمان باید نیازهای یادگیری کودکان نوروآتیپیک را درک کنند.

the neuroatypical brain often shows different connectivity patterns.

مغز نوروآتیپیک اغلب الگوهای اتصال متفاوتی نشان می‌دهد.

research in neuroatypical neurology reveals new insights.

پژوهش‌های در زمینه نوروآتیپیک نورولوژی نگاه‌های جدیدی را آشکار می‌کند.

several neuroatypical conditions benefit from early intervention.

چندین شرایط نوروآتیپیک از مداخله زودهنگام بهره می‌برند.

doctors recognize various neuroatypical presentations in patients.

پزشکان چندین نمایش نوروآتیپیک در بیماران شناسایی می‌کنند.

early support can improve neuroatypical development outcomes.

پشتیبانی زودهنگام می‌تواند نتایج توسعه نوروآتیپیک را بهبود بخشد.

society should embrace neuroatypical traits as part of human diversity.

جامعه باید ویژگی‌های نوروآتیپیک را به عنوان بخشی از تنوع انسانی پذیرایی کند.

each person has a unique neuroatypical profile.

هر فرد یک پروفایل نوروآتیپیک منحصر به فرد دارد.

neuroatypical cognition can offer unexpected advantages.

درک نوروآتیپیک می‌تواند مزایای غیرمنتظره‌ای ارائه دهد.

parents often seek specialized support for neuroatypical toddlers.

والدین اغلب پشتیبانی ویژه‌ای برای کودکان نوروآتیپیک درخواست می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید