neurobiologists

[ایالات متحده]/ˌnjʊərəʊbaɪˈɒlədʒɪsts/
[بریتانیا]/ˌnʊroʊbaɪˈɑːlədʒɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشمندانی که سیستم عصبی و مغز را مطالعه می‌کنند، به ویژه در زمینه‌های پزشکی و زیستی.

عبارات و ترکیب‌ها

neurobiologists study

زیست‌شناسان عصب

neurobiologists discover

زیست‌شناسان عصب کشف می‌کنند

neurobiologists research

زیست‌شناسان عصب تحقیق می‌کنند

a neurobiologist

یک زیست‌شناس عصب

the neurobiologist

زیست‌شناس عصب

neurobiologists have found

زیست‌شناسان عصب پیدا کرده‌اند

neurobiologists believe

زیست‌شناسان عصب باور دارند

neurobiologists know

زیست‌شناسان عصب می‌دانند

neurobiologists suggest

زیست‌شناسان عصب پیشنهاد می‌کنند

neurobiologists explain

زیست‌شناسان عصب توضیح می‌دهند

جملات نمونه

neurobiologists have discovered a new mechanism that controls memory formation in the brain.

نوروپسیولوژیست‌ها یک مکانیسم جدید را کشف کرده‌اند که فرآیند تشکیل حافظه در مغز را کنترل می‌کند.

leading neurobiologists are working on breakthrough treatments for neurodegenerative diseases.

نوروپسیولوژیست‌های رهبر در حال کار بر روی درمان‌های نوآورانه برای بیماری‌های نورو دегنراتیو هستند.

neurobiologists at the university have identified key proteins involved in brain development.

نوروپسیولوژیست‌های دانشگاهی کلیدی پروتئین‌هایی را که در توسعه مغز نقش دارند، شناسایی کرده‌اند.

recent research by neurobiologists reveals how neurons communicate with each other.

پژوهش‌های اخیر توسط نوروپسیولوژیست‌ها نشان می‌دهد که چگونه نورون‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

neurobiologists are investigating the underlying causes of alzheimer's disease.

نوروپسیولوژیست‌ها علل اساسی بیماری آلزایمر را مورد بررسی قرار می‌دهند.

many neurobiologists focus on understanding how synaptic connections shape learning.

بیشتر نوروپسیولوژیست‌ها روی درک اینکه چگونه اتصالات سیناپسی یادگیری را شکل می‌دهند، تمرکز دارند.

neurobiologists have demonstrated that the brain can reorganize itself after injury.

نوروپسیولوژیست‌ها نشان داده‌اند که مغز پس از آسیب می‌تواند خود را بازسازی کند.

studies by neurobiologists show that sleep plays a crucial role in memory consolidation.

مطالعات توسط نوروپسیولوژیست‌ها نشان می‌دهد که خواب نقش حیاتی در تثبیت حافظه دارد.

neurobiologists worldwide are collaborating to map the human brain's neural circuits.

نوروپسیولوژیست‌های سراسر جهان با یکدیگر همکاری می‌کنند تا مدارهای عصبی مغز انسان را نقشه‌برداری کنند.

the findings by neurobiologists could lead to new therapies for mental health disorders.

یافته‌های نوروپسیولوژیست‌ها ممکن است منجر به درمان‌های جدید برای اختلالات سلامت روان شوند.

neurobiologists are increasingly interested in the effects of stress on brain structure.

نوروپسیولوژیست‌ها به طور فزاینده‌ای به اثرات استرس بر ساختار مغز علاقه‌مند هستند.

a team of neurobiologists has developed a new technique for imaging brain cells.

یک گروه از نوروپسیولوژیست‌ها فن‌آوری جدیدی برای تصویربرداری از سلول‌های مغز توسعه داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید