neutralisations

[ایالات متحده]/ˌnju:trəlai'zeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت بی‌طرف، سرکوب، عمل خنثی‌سازی، تعادل.

عبارات و ترکیب‌ها

acid-base neutralisation

خنثی‌سازی اسید و باز

neutralisation reaction

واکنش خنثی‌سازی

جملات نمونه

The field investigation were performed by measuring activity of original and neutralisation bamboo vinegar on apple, orange, loquat, strawberry, waxberry, pak-choi and rice at two provinces in China.

تحقیقات میدانی با اندازه گیری فعالیت سرکه بامبو اصلی و خنثی شده بر روی سیب، پرتقال، لوت، توت فرنگی، توت فرنگی، پک چوی و برنج در دو استان در چین انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید