newview

[ایالات متحده]/njuː vjuː/
[بریتانیا]/nu vu/

ترجمه

n. نظر نو؛ دیدگاه جدید؛ دیدگاه جدید؛ نظر جدید؛ افق جدید؛ دامنۀ دید جدید؛ سطح جدید؛ حوزه جدید؛ استعداد جدید؛ ستاره در حال صعود
v. دوباره دیدن؛ دیدن به شکل جدید
شکل‌های واژه
جمعnewviews

جملات نمونه

we need to get a new view of the entire project.

ما نیاز داریم تا نگاهی جدید به کل پروژه بگیریم.

this software update offers a new view for data analysis.

این به‌روزرسانی نرم‌افزار یک نگاه جدید برای تحلیل داده‌ها ارائه می‌دهد.

the documentary provides a new view on climate change.

این فیلم مستند یک نگاه جدید درباره تغییرات اقلیمی ارائه می‌دهد.

she climbed the hill to get a new view of the valley.

او به قله کوه صعود کرد تا نگاهی جدید به دشت بیندازد.

refresh your browser to load the new view settings.

مرورگر خود را تازه کنید تا تنظیمات نگاه جدید بارگذاری شود.

our new view supports faster decision-making processes.

نگاه جدید ما فرآیندهای تصمیم‌گیری سریع‌تر را پشتیبانی می‌کند.

the architect presented a new view for the lobby redesign.

معمار یک نگاه جدید برای باز طراحی فضای ورودی ارائه کرد.

critics offered a new view regarding the artist's latest painting.

انتقادات یک نگاه جدید درباره آخرین نقاشی هنرمند ارائه کردند.

the telescope gives astronomers a new view of distant galaxies.

تلسکوپ به فیزیک‌دانان نگاهی جدید از کهکشان‌های دور از دسترس می‌دهد.

readers can enjoy a new view through this interactive map.

خوانندگان می‌توانند از طریق این نقشه تعاملی نگاهی جدید لذت ببرند.

the policy shift reflects a new view on international trade.

تغییر سیاست نگاهی جدید درباره تجارت بین‌الملل را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید