nif test
تست nif
nif value
مقدار nif
nif file
فایل nif
nif format
فرمت nif
nif model
مدل nif
nif data
داده nif
nif version
نسخه nif
nif system
سیستم nif
nif structure
ساختار nif
nif library
کتابخانه nif
she decided to nif her schedule to make time for exercise.
او تصمیم گرفت برنامه خود را تنظیم کند تا زمانی را برای ورزش کردن اختصاص دهد.
it's important to nif your priorities to achieve your goals.
برای دستیابی به اهداف خود، تعیین اولویتها مهم است.
he needs to nif his workload before the deadline.
او باید بار کاری خود را قبل از مهلت مقرر تنظیم کند.
to improve productivity, we should nif our tasks effectively.
برای افزایش بهرهوری، باید وظایف خود را به طور مؤثر تنظیم کنیم.
she learned to nif her spending to save for a vacation.
او یاد گرفت هزینه های خود را تنظیم کند تا برای یک تعطیلات پس انداز کند.
they are trying to nif their strategies for better results.
آنها در تلاشند استراتژی های خود را برای نتایج بهتر تنظیم کنند.
it's time to nif your approach to problem-solving.
وقت آن رسیده است که رویکرد خود را در حل مسئله تنظیم کنید.
he decided to nif his diet for better health.
او تصمیم گرفت رژیم غذایی خود را برای سلامتی بهتر تنظیم کند.
to succeed, you must nif your expectations.
برای موفقیت، باید انتظارات خود را تنظیم کنید.
she will nif her travel plans to accommodate her friends.
او برنامه سفر خود را برای هماهنگی با دوستانش تنظیم خواهد کرد.
nif test
تست nif
nif value
مقدار nif
nif file
فایل nif
nif format
فرمت nif
nif model
مدل nif
nif data
داده nif
nif version
نسخه nif
nif system
سیستم nif
nif structure
ساختار nif
nif library
کتابخانه nif
she decided to nif her schedule to make time for exercise.
او تصمیم گرفت برنامه خود را تنظیم کند تا زمانی را برای ورزش کردن اختصاص دهد.
it's important to nif your priorities to achieve your goals.
برای دستیابی به اهداف خود، تعیین اولویتها مهم است.
he needs to nif his workload before the deadline.
او باید بار کاری خود را قبل از مهلت مقرر تنظیم کند.
to improve productivity, we should nif our tasks effectively.
برای افزایش بهرهوری، باید وظایف خود را به طور مؤثر تنظیم کنیم.
she learned to nif her spending to save for a vacation.
او یاد گرفت هزینه های خود را تنظیم کند تا برای یک تعطیلات پس انداز کند.
they are trying to nif their strategies for better results.
آنها در تلاشند استراتژی های خود را برای نتایج بهتر تنظیم کنند.
it's time to nif your approach to problem-solving.
وقت آن رسیده است که رویکرد خود را در حل مسئله تنظیم کنید.
he decided to nif his diet for better health.
او تصمیم گرفت رژیم غذایی خود را برای سلامتی بهتر تنظیم کند.
to succeed, you must nif your expectations.
برای موفقیت، باید انتظارات خود را تنظیم کنید.
she will nif her travel plans to accommodate her friends.
او برنامه سفر خود را برای هماهنگی با دوستانش تنظیم خواهد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید