nigrifies quickly
به سرعت سیاه میشود
nigrifies under pressure
تحت فشار سیاه میشود
nigrifies with time
با گذشت زمان سیاه میشود
nigrifies in darkness
در تاریکی سیاه میشود
nigrifies easily
به راحتی سیاه میشود
nigrifies upon contact
با تماس سیاه میشود
nigrifies rapidly
به سرعت زیاد سیاه میشود
nigrifies when heated
هنگامی که گرم میشود سیاه میشود
nigrifies in sunlight
در نور خورشید سیاه میشود
nigrifies with age
با افزایش سن سیاه میشود
the sky nigrifies as the storm approaches.
آسمان در حال تیره شدن است زیرا طوفان نزدیک میشود.
as night falls, the landscape nigrifies.
همانطور که شب فرا میرسد، منظره تیره میشود.
the painting nigrifies in the dim light.
تابلوی نقاشی در نور کم تیره میشود.
his mood nigrifies when he thinks about the past.
حالت روحی او زمانی که به گذشته فکر میکند، تیره میشود.
the water nigrifies after the heavy rain.
بعد از باران شدید، آب تیره میشود.
the film's tone nigrifies towards the climax.
لحن فیلم به سمت اوج داستان تیره میشود.
as the story progresses, the atmosphere nigrifies.
همانطور که داستان پیش میرود، فضا تیره میشود.
the room nigrifies when the lights go out.
زمانی که چراغها خاموش میشوند، اتاق تیره میشود.
his thoughts nigrifies when he faces challenges.
وقتی با چالشها روبرو میشود، افکار او تیره میشود.
the horizon nigrifies as dusk approaches.
همانطور که غروب نزدیک میشود، افق تیره میشود.
nigrifies quickly
به سرعت سیاه میشود
nigrifies under pressure
تحت فشار سیاه میشود
nigrifies with time
با گذشت زمان سیاه میشود
nigrifies in darkness
در تاریکی سیاه میشود
nigrifies easily
به راحتی سیاه میشود
nigrifies upon contact
با تماس سیاه میشود
nigrifies rapidly
به سرعت زیاد سیاه میشود
nigrifies when heated
هنگامی که گرم میشود سیاه میشود
nigrifies in sunlight
در نور خورشید سیاه میشود
nigrifies with age
با افزایش سن سیاه میشود
the sky nigrifies as the storm approaches.
آسمان در حال تیره شدن است زیرا طوفان نزدیک میشود.
as night falls, the landscape nigrifies.
همانطور که شب فرا میرسد، منظره تیره میشود.
the painting nigrifies in the dim light.
تابلوی نقاشی در نور کم تیره میشود.
his mood nigrifies when he thinks about the past.
حالت روحی او زمانی که به گذشته فکر میکند، تیره میشود.
the water nigrifies after the heavy rain.
بعد از باران شدید، آب تیره میشود.
the film's tone nigrifies towards the climax.
لحن فیلم به سمت اوج داستان تیره میشود.
as the story progresses, the atmosphere nigrifies.
همانطور که داستان پیش میرود، فضا تیره میشود.
the room nigrifies when the lights go out.
زمانی که چراغها خاموش میشوند، اتاق تیره میشود.
his thoughts nigrifies when he faces challenges.
وقتی با چالشها روبرو میشود، افکار او تیره میشود.
the horizon nigrifies as dusk approaches.
همانطور که غروب نزدیک میشود، افق تیره میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید