niko

[ایالات متحده]/ˈnɪkəʊ/
[بریتانیا]/ˈnɪkoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیکسون (نام شرکت)
شکل‌های واژه
جمعnikos

عبارات و ترکیب‌ها

niko said

نیکو گفت

niko thinks

نیکو فکر می کند

call niko

نیکو را ببین

ask niko

از نیکو پرسید

niko's idea

ایده نیکو

niko's car

ماشین نیکو

niko arrived

نیکو رسید

meet niko

با نیکو ملاقات کن

tell niko

به نیکو بگو

niko's house

خانه نیکو

جملات نمونه

niko smiled at his friend across the classroom.

نیکو به دوستش در کلاس درس لبخند زد.

my neighbor niko just moved in yesterday.

همسایه من نیکو دیروز وارد شد.

niko works at the coffee shop on main street.

نیکو در کافی شاپ خیابان اصلی کار می کند.

can you ask niko to bring the books later?

آیا می توانی نیکو را بخواهی کتاب ها را بعدا بیاورد؟

the dog followed niko all the way home.

سگ نیکو را به خانه اش رفت.

niko loves playing soccer on weekends.

نیکو دوست دارد در ایام ایتیم بازی فوتبال کند.

let's call niko and see if he can join us.

بیایید نیکو را بخوانیم و ببینیم آیا می تواند با ما بیاید.

niko is studying medicine at the university.

نیکو در دانشگاه به پزشکی می آموزد.

i met niko at the party last summer.

من سال گذشته در جشن نیکو را ملاقات کردم.

niko's favorite food is italian pasta.

غذای مورد علاقه نیکو پاستا ایتالیایی است.

tomorrow niko will visit his grandparents.

فردا نیکو به نزد پدربزرگ و مادر بزرگش می رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید