nineteen years old
بیست و نه سال
nineteen people
بیست و نه نفر
nineteen days
بیست و نه روز
nineteen minutes
بیست و نه دقیقه
the early nineteen hundreds.
اوایل دهه ۱۹۰۰
It’s nineteen past nine.
نوزده دقیقه بعد از نُه.
she was nineteen and not uncomely.
او نوزده ساله بود و نامرتب به نظر نمیرسید.
Mike bagged nineteen cod.
مایک نوزده ماهی را صید کرد.
she was nineteen now, and she was alone.
او حالا نوزده ساله بود و تنها بود.
The book consists of nineteen chapters.
این کتاب شامل نوزده فصل است.
I was nineteen when I left home and went to college.
من در سن نوزده سالگی خانه را ترک کردم و به دانشگاه رفتم.
nineteen lots failed to sell.
نوزده قطعه نتوانستند به فروش برسند.
nineteen of the interviewees had never worked.
نوزده نفر از مصاحبهکنندگان تا به حال کار نکرده بودند.
the first team in nineteen years to repeat as NBA champions.
اولین تیمی در نوزده سال گذشته که به عنوان قهرمان NBA تکرار کرد.
he jumped nineteen clear rounds in a row.
او نوزده دور متوالی بدون اشتباه پرید.
in the nineteen forties
در دهه ۱۹۴۰
Her tongue goes nineteen to the dozen.
زبانت او نوزده تا در هر دوازده.
the nineteen -ties 20
دهه ۱۹۶۰
At the age of nineteen he began his duty.
در سن نوزده سالگی، او شروع به انجام وظیفه کرد.
The two old friends were talking nineteen to the dozen.
دو دوست قدیمی با سرعت نوزده در هر دوازده صحبت میکردند.
An hour later they were still sitting there talking nineteen to the dozen.
یک ساعت بعد، آنها هنوز همانجا نشسته بودند و با سرعت نوزده در هر دوازده صحبت میکردند.
Perseverance is failing nineteen times and succeeding the twentieth.
پشتکار به معنای شکستن نوزده بار و موفقیت در بیستمین بار است.
nineteen companies have indicated their intention to bid for the contract.
نوزده شرکت قصد خود را برای پیشنهاد قیمت برای قرارداد اعلام کردهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید