nipponese

[ایالات متحده]/ˌnɪpəˈniːz/
[بریتانیا]/ˌnɪpəˈniːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ژاپن یا مردم آن
n. فرد یا زبان ژاپنی

عبارات و ترکیب‌ها

nipponese culture

فرهنگ ژاپنی

nipponese cuisine

آشپزی ژاپنی

nipponese art

هنر ژاپنی

nipponese language

زبان ژاپنی

nipponese traditions

رسوم و سنت‌های ژاپنی

nipponese festivals

جشنواره‌های ژاپنی

nipponese architecture

معماری ژاپنی

nipponese literature

ادبیات ژاپنی

nipponese music

موسیقی ژاپنی

nipponese history

تاریخ ژاپن

جملات نمونه

the nipponese culture is rich and diverse.

فرهنگ ژاپنی غنی و متنوع است.

many nipponese dishes are known for their delicate flavors.

بسیاری از غذاهای ژاپنی به دلیل طعم های ظریف خود شناخته شده اند.

she loves nipponese art and often visits galleries.

او عاشق هنر ژاپنی است و اغلب از گالری ها بازدید می کند.

nipponese traditions are still practiced today.

رسوم ژاپنی هنوز هم امروزه انجام می شوند.

he studied nipponese language for several years.

او به مدت چند سال زبان ژاپنی را مطالعه کرد.

the nipponese landscape is breathtaking in spring.

مناظر ژاپن در بهار نفس گیر است.

she enjoys nipponese literature and poetry.

او از ادبیات و شعر ژاپنی لذت می برد.

nipponese technology is at the forefront of innovation.

فناوری ژاپن در خط مقدم نوآوری قرار دارد.

he is fascinated by nipponese history and samurai culture.

او مجذوب تاریخ و فرهنگ سامورایی ژاپنی است.

they traveled to japan to experience nipponese hospitality.

آنها به ژاپن سفر کردند تا از مهمان نوازی ژاپنی تجربه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید