nitrifies

[ایالات متحده]/ˈnaɪtrɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈnaɪtrɪfaɪz/

ترجمه

v. ترکیب کردن با نیتروژن؛ اشباع کردن با نیتروژن؛ نیترات کردن

عبارات و ترکیب‌ها

nitrifies soil

خاک را نیترات می‌کند

nitrifies bacteria

باکتری‌ها را نیترات می‌کند

nitrifies compounds

ترکیبات را نیترات می‌کند

nitrifies nitrogen

نیتروژن را نیترات می‌کند

nitrifies processes

فرآیندها را نیترات می‌کند

nitrifies nutrients

مواد مغذی را نیترات می‌کند

nitrifies waste

ضایعات را نیترات می‌کند

nitrifies water

آب را نیترات می‌کند

nitrifies environment

محیط زیست را نیترات می‌کند

nitrifies plants

گیاهان را نیترات می‌کند

جملات نمونه

nitrifies the soil to improve plant growth.

خاک را برای بهبود رشد گیاهان نیترات‌سازی می‌کند.

the bacteria nitrifies ammonia into nitrates.

باکتری‌ها آمونیاک را به نیترات تبدیل می‌کنند.

this process nitrifies organic matter effectively.

این فرآیند به طور موثر ماده آلی را نیترات‌سازی می‌کند.

nitrifies the water, making it suitable for fish.

آب را نیترات‌سازی می‌کند و آن را برای ماهی مناسب می‌کند.

the nitrogen cycle nitrifies the environment.

چرخه نیتروژن محیط زیست را نیترات‌سازی می‌کند.

in agriculture, nitrifies help in nutrient cycling.

در کشاورزی، نیترات‌سازی به چرخه‌بندی مواد مغذی کمک می‌کند.

healthy soil nitrifies naturally over time.

خاک سالم به طور طبیعی در طول زمان نیترات‌سازی می‌شود.

microorganisms nitrifies waste in composting.

میکروارگانیسم‌ها در فرآیند کمپوست‌سازی، زباله‌ها را نیترات‌سازی می‌کنند.

proper management nitrifies the ecosystem.

مدیریت مناسب اکوسیستم را نیترات‌سازی می‌کند.

excess fertilizer nitrifies and contaminates water sources.

کود بیش از حد نیترات‌سازی شده و منابع آب را آلوده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید