noncircularly

[ایالات متحده]//ˌnɒnˈsɜːkjʊləli//
[بریتانیا]//ˌnɑːnˈsɜːrkjələrli//

ترجمه

adv. به گونه‌ای که دایره‌ای نباشد؛ به شکلی که از استدلال دایره‌ای یا دایره‌ای بودن منطقی جلوگیری کند.

عبارات و ترکیب‌ها

moving noncircularly

جابجایی غیردایره‌ای

جملات نمونه

the antenna transmits signals noncircularly polarized.

آنتن سیگنال‌ها را با قطبی‌سازی غیردایره‌ای منتشر می‌کند.

the pattern appears noncircularly symmetric.

الگو به نظر می‌رسد که متقارن غیردایره‌ای دارد.

the holes are noncircularly arranged.

چاه‌ها به صورت غیردایره‌ای چیده شده‌اند.

the particles are noncircularly distributed.

ذرات به صورت غیردایره‌ای پراکنده شده‌اند.

the lens is noncircularly shaped.

لنز به صورت غیردایره‌ای شکل گرفته است.

the field propagates noncircularly.

میدان به صورت غیردایره‌ای پخش می‌شود.

the wave is noncircularly polarized.

موج دارای قطبی‌سازی غیردایره‌ای است.

the structure is noncircularly configured.

ساختار به صورت غیردایره‌ای تنظیم شده است.

the fibers are noncircularly oriented.

فیبرها به صورت غیردایره‌ای جهت‌یافته‌اند.

the magnetic flux is noncircularly distributed.

جریان مغناطیسی به صورت غیردایره‌ای پراکنده شده است.

the aperture is noncircularly designed.

دریچه به صورت غیردایره‌ای طراحی شده است.

the beam is noncircularly focused.

نور به صورت غیردایره‌ای متمرکز شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید