noncoms

[ایالات متحده]/ˈnɒnkɒmz/
[بریتانیا]/ˈnɑnkɑmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درجه‌داران غیر کمیسیون

عبارات و ترکیب‌ها

noncoms meeting

جلسات غیر پرسنل

noncoms training

آموزش غیر پرسنل

noncoms duties

وظایف غیر پرسنل

noncoms roles

نقش‌های غیر پرسنل

noncoms leadership

رهبری غیر پرسنل

noncoms support

حمایت غیر پرسنل

noncoms responsibilities

مسئولیت‌های غیر پرسنل

noncoms evaluation

ارزیابی غیر پرسنل

noncoms assistance

کمک غیر پرسنل

noncoms feedback

بازخورد غیر پرسنل

جملات نمونه

noncoms play a crucial role in military operations.

افراد غیر درجه‌دار نقش مهمی در عملیات‌های نظامی ایفا می‌کنند.

many noncoms are responsible for training new recruits.

بسیاری از افراد غیر درجه‌دار مسئول آموزش سربازان جدید هستند.

noncoms often serve as a bridge between officers and enlisted personnel.

افراد غیر درجه‌دار اغلب به عنوان پلی بین افسران و پرسنل خدمت می‌کنند.

effective communication is essential for noncoms in leadership roles.

ارتباطات موثر برای افراد غیر درجه‌دار در نقش‌های رهبری ضروری است.

noncoms are often involved in logistical planning.

افراد غیر درجه‌دار اغلب در برنامه‌ریزی لجستیک مشارکت دارند.

leadership skills are vital for successful noncoms.

مهارت‌های رهبری برای افراد غیر درجه‌دار موفق حیاتی است.

noncoms help maintain discipline within the ranks.

افراد غیر درجه‌دار به حفظ نظم در صفوف کمک می‌کنند.

many noncoms have extensive experience in their fields.

بسیاری از افراد غیر درجه‌دار تجربه گسترده‌ای در زمینه‌های خود دارند.

noncoms can influence morale among troops significantly.

افراد غیر درجه‌دار می‌توانند به طور قابل توجهی بر روحیه سربازان تأثیر بگذارند.

training programs often focus on developing noncoms' skills.

برنامه‌های آموزشی اغلب بر توسعه مهارت‌های افراد غیر درجه‌دار تمرکز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید