nonflexibility

[ایالات متحده]/ˌnɒnˌfleksɪˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˌfleksɪˈbɪləti/

ترجمه

n. ویژگی یا وضعیتی که غیرقابل انعطاف است؛ عدم توانایی در خم شدن یا به آسانی خم نشدن؛ خشونت؛ مقاومت در برابر تغییر یا سازگاری؛ انعطاف‌ناپذیری در نگرش، رفتار یا رویکرد؛ فقدان انعطاف‌پذیری یا نرمی در معنای فیزیکی یا استعاری.

عبارات و ترکیب‌ها

nonflexibility issue

نشان دادن عدم انعطاف‌پذیری

show nonflexibility

عدم انعطاف‌پذیری کامل

due to nonflexibility

عدم انعطاف‌پذیری عضلانی

lack of nonflexibility

عدم انعطاف‌پذیری سازمانی

nonflexibility problems

عدم انعطاف‌پذیری سیاست

nonflexibility concern

عدم انعطاف‌پذیری ساختاری

nonflexibility risk

عدم انعطاف‌پذیری شدید

nonflexibility factor

nonflexibility challenge

nonflexibility effect

جملات نمونه

the company's nonflexibility in adapting to market changes led to significant losses.

عدم انعطاف‌پذیری شرکت در تطبیق با تغییرات بازار منجر به خسارات قابل توجهی شد.

cognitive nonflexibility is often observed in individuals with certain neurodevelopmental conditions.

عدم انعطاف‌پذیری شناختی اغلب در افراد مبتلا به شرایط نوروشیمیایی خاص مشاهده می‌شود.

the nonflexibility of the educational curriculum prevents teachers from addressing individual student needs.

عدم انعطاف‌پذیری برنامه درسی از پاسخگویی معلمان به نیازهای فردی دانش‌آموزان جلوگیری می‌کند.

muscle nonflexibility can contribute to chronic back pain and reduced mobility.

عدم انعطاف‌پذیری عضلات می‌تواند به کمردرد مزمن و کاهش تحرک کمک کند.

organizational nonflexibility hinders innovation and employee satisfaction.

عدم انعطاف‌پذیری سازمانی مانع نوآوری و رضایت کارکنان می‌شود.

the nonflexibility of traditional work schedules creates barriers for working parents.

عدم انعطاف‌پذیری برنامه‌های زمانی سنتی کاری، موانعی را برای والدین شاغل ایجاد می‌کند.

mental nonflexibility makes it difficult for some people to cope with unexpected changes.

عدم انعطاف‌پذیری ذهنی باعث می‌شود برخی افراد در مقابله با تغییرات غیرمنتظره دچار مشکل شوند.

policy nonflexibility at the federal level limits state-level experimentation.

عدم انعطاف‌پذیری سیاست‌ها در سطح فدرال، آزمایش‌های سطح ایالتی را محدود می‌کند.

the nonflexibility of this software prevents integration with other systems.

عدم انعطاف‌پذیری این نرم‌افزار مانع از ادغام آن با سایر سیستم‌ها می‌شود.

structural nonflexibility in the building code required expensive modifications.

عدم انعطاف‌پذیری ساختاری در مقررات ساختمانی، نیاز به تغییرات پرهزینه داشت.

his nonflexibility in negotiations ultimately damaged the business relationship.

عدم انعطاف‌پذیری او در مذاکرات در نهایت به رابطه تجاری آسیب رساند.

climate adaptation efforts are hampered by institutional nonflexibility.

تلاش‌های سازگاری با آب و هوا به دلیل عدم انعطاف‌پذیری سازمانی مختل شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید