nonregional actors
اعضای غیر منطقه ای
nonregional issues
مسائل غیر منطقه ای
nonregional cooperation
همکاری های غیر منطقه ای
nonregional approach
رویکرد غیر منطقه ای
nonregional countries
کشورهای غیر منطقه ای
nonregional players
شرکا غیر منطقه ای
nonregional powers
قدرت های غیر منطقه ای
nonregional organizations
سازمان های غیر منطقه ای
nonregional forces
نیروهای غیر منطقه ای
nonregional elements
عناصر غیر منطقه ای
the nonregional countries signed a cooperation agreement.
کشورهای غیر منطقه ای قرارداد همکاری را امضا کردند.
nonregional organizations play an important role in peacekeeping.
سازمان های غیر منطقه ای در حفظ و حراست از صلح نقش مهمی دارند.
nonregional actors can contribute to conflict resolution.
اعضای غیر منطقه ای می توانند در حل و فصل اختلافات کمک کنند.
the forum invited nonregional participants to discuss climate change.
فرم در نشستی برای بحث تغییرات اقلیمی اعضای غیر منطقه ای را دعوت کرد.
nonregional stakeholders should be included in the negotiation process.
مقامات غیر منطقه ای باید در فرآیند مذاکرات شامل شوند.
nonregional influence on local politics has increased in recent years.
تأثیر غیر منطقه ای بر سیاست های محلی در سال های اخیر افزایش یافته است.
several nonregional powers attended the international summit.
چند کشور غیر منطقه ای قدرتمند در کنفرانس بین المللی حضور یافتند.
the agreement allows nonregional partners to access the market.
این قرارداد به شرکای غیر منطقه ای اجازه دسترسی به بازار را می دهد.
nonregional cooperation is essential for addressing global challenges.
همکاری غیر منطقه ای برای مواجهه با چالش های جهانی ضروری است.
the committee consists of both regional and nonregional members.
کمیته از اعضای منطقه ای و غیر منطقه ای تشکیل شده است.
nonregional investment has boosted economic development.
سرمایه گذاری غیر منطقه ای توسعه اقتصادی را افزایش داده است.
the treaty requires nonregional verification of compliance.
این معاهده تأییدیه غیر منطقه ای را برای تأیید رعایت آن نیاز دارد.
nonregional actors
اعضای غیر منطقه ای
nonregional issues
مسائل غیر منطقه ای
nonregional cooperation
همکاری های غیر منطقه ای
nonregional approach
رویکرد غیر منطقه ای
nonregional countries
کشورهای غیر منطقه ای
nonregional players
شرکا غیر منطقه ای
nonregional powers
قدرت های غیر منطقه ای
nonregional organizations
سازمان های غیر منطقه ای
nonregional forces
نیروهای غیر منطقه ای
nonregional elements
عناصر غیر منطقه ای
the nonregional countries signed a cooperation agreement.
کشورهای غیر منطقه ای قرارداد همکاری را امضا کردند.
nonregional organizations play an important role in peacekeeping.
سازمان های غیر منطقه ای در حفظ و حراست از صلح نقش مهمی دارند.
nonregional actors can contribute to conflict resolution.
اعضای غیر منطقه ای می توانند در حل و فصل اختلافات کمک کنند.
the forum invited nonregional participants to discuss climate change.
فرم در نشستی برای بحث تغییرات اقلیمی اعضای غیر منطقه ای را دعوت کرد.
nonregional stakeholders should be included in the negotiation process.
مقامات غیر منطقه ای باید در فرآیند مذاکرات شامل شوند.
nonregional influence on local politics has increased in recent years.
تأثیر غیر منطقه ای بر سیاست های محلی در سال های اخیر افزایش یافته است.
several nonregional powers attended the international summit.
چند کشور غیر منطقه ای قدرتمند در کنفرانس بین المللی حضور یافتند.
the agreement allows nonregional partners to access the market.
این قرارداد به شرکای غیر منطقه ای اجازه دسترسی به بازار را می دهد.
nonregional cooperation is essential for addressing global challenges.
همکاری غیر منطقه ای برای مواجهه با چالش های جهانی ضروری است.
the committee consists of both regional and nonregional members.
کمیته از اعضای منطقه ای و غیر منطقه ای تشکیل شده است.
nonregional investment has boosted economic development.
سرمایه گذاری غیر منطقه ای توسعه اقتصادی را افزایش داده است.
the treaty requires nonregional verification of compliance.
این معاهده تأییدیه غیر منطقه ای را برای تأیید رعایت آن نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید