norlander

[ایالات متحده]/ˈnɔːləndə/
[بریتانیا]/ˈnɔrˌlændər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از مناطق شمالی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

norlander style

سبک نورلندر

norlander design

طراحی نورلندر

norlander approach

رویکرد نورلندر

norlander concept

مفهوم نورلندر

norlander model

مدل نورلندر

norlander technique

تکنیک نورلندر

norlander theory

نظریه نورلندر

norlander method

روش نورلندر

norlander framework

چارچوب نورلندر

norlander principle

اصل نورلندر

جملات نمونه

norlander is known for its innovative designs.

نورلندر به خاطر طراحی‌های نوآورانه خود شناخته شده است.

many people admire norlander's commitment to sustainability.

بسیاری از مردم به تعهد نورلندر به پایداری احترام می‌گذارند.

norlander products are popular among tech enthusiasts.

محصولات نورلندر در میان علاقه‌مندان به فناوری محبوب هستند.

she decided to invest in norlander stocks.

او تصمیم گرفت در سهام نورلندر سرمایه‌گذاری کند.

norlander has launched a new line of eco-friendly gadgets.

نورلندر یک خط جدید گجت‌های سازگار با محیط زیست عرضه کرده است.

customers appreciate norlander's excellent customer service.

مشتریان از خدمات مشتری عالی نورلندر قدردانی می‌کنند.

norlander is expanding its market reach internationally.

نورلندر دامنه بازار خود را به طور بین‌المللی گسترش می‌دهد.

they are collaborating with norlander on a new project.

آنها در حال همکاری با نورلندر در یک پروژه جدید هستند.

norlander has received several awards for innovation.

نورلندر جوایز متعددی را برای نوآوری دریافت کرده است.

many students aspire to work for norlander after graduation.

بسیاری از دانش آموزان پس از فارغ التحصیلی آرزوی کار در نورلندر را دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید