norsemen

[ایالات متحده]/ˈnɔːsmen/
[بریتانیا]/ˈnɔrsˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نروژی‌های باستانی، اسکاندیناوی‌های باستانی؛ مردم نوردیک (جمع نوردمن)

عبارات و ترکیب‌ها

norsemen warriors

ورزشکاران نورسمن

norsemen culture

فرهنگ نورسمن

norsemen ships

کشتی‌های نورسمن

norsemen legends

افسانه های نورسمن

norsemen raids

حملات نورسمن

norsemen history

تاریخ نورسمن

norsemen gods

خدایان نورسمن

norsemen settlements

مستعمرات نورسمن

norsemen traditions

رسوم و سنت های نورسمن

norsemen sagas

حماسه‌های نورسمن

جملات نمونه

the norsemen were skilled sailors and explorers.

نورسمن‌ها دریانوردان و کاوشگران ماهر بودند.

many legends tell of the fierce battles fought by the norsemen.

افسانه‌ها از نبردهای شدید که توسط نورسمن‌ها انجام شده است، نقل می‌کنند.

the norsemen settled in various regions across europe.

نورسمن‌ها در مناطق مختلف در سراسر اروپا ساکن شدند.

viking ships were used by the norsemen for their voyages.

کشتی‌های وایکینگ توسط نورسمن‌ها برای سفرهایشان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

the culture of the norsemen is rich in mythology.

فرهنگ نورسمن‌ها غنی از اساطیر است.

norsemen often traded goods with neighboring tribes.

نورسمن‌ها اغلب با قبایل همسایه کالا مبادله می‌کردند.

the norsemen believed in many gods and goddesses.

نورسمن‌ها به خدایان و الهه‌های زیادی اعتقاد داشتند.

archaeological finds reveal much about the lives of norsemen.

یافته‌های باستان‌شناسی اطلاعات زیادی در مورد زندگی نورسمن‌ها آشکار می‌کند.

the norsemen's influence can still be seen in modern culture.

تاثیر نورسمن‌ها هنوز هم در فرهنگ مدرن قابل مشاهده است.

stories of the norsemen have inspired countless works of fiction.

داستان‌های نورسمن‌ها الهام‌بخش آثار داستانی بی‌شماری بوده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید