norw

[ایالات متحده]/nɔːˈwiːdʒən/
[بریتانیا]/nɔːrˈwiːdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. کوتاه‌نویسی نروژ؛ یک کشور در اروپای شمالی؛ کوتاه‌نویسی نروژی؛ مربوط به نروژ، مردم یا زبان آن.
شکل‌های واژه
صفت عالیnorwest

جملات نمونه

the norw region experiences long winters and short summers.

منطقه نروژ دیگر زمستان‌های طولانی و تابستان‌های کوتاه را تجربه می‌کند.

norw exports include seafood, machinery, and petroleum products.

صادرات نروژ شامل ماهی، ماشین‌آلات و محصولات نفتی می‌شود.

many tourists visit the norw coastal areas during summer months.

بanyak گردشگران در ماه‌های تابستانی به مناطق ساحلی نروژ می‌آیند.

the norw government has invested heavily in renewable energy.

دولت نروژ به طور گسترده در انرژی‌های تجدیدپذیر سرمایه گذاری کرده است.

traditional norw cuisine features fish, lamb, and dairy products.

غذای سنتی نروژ شامل ماهی، گوسفند و محصولات د乳 می‌شود.

students can study norw language and literature at this university.

دانشجویان می‌توانند در این دانشگاه زبان و ادبیات نروژ را مطالعه کنند.

the norw economy relies on both oil and fishing industries.

اقتصاد نروژ به هر دو صنعت نفت و صید وابسته است.

famous norw artists have contributed significantly to world culture.

هنرمندان معروف نروژ به فرهنگ جهان به طور قابل توجهی کمک کرده‌اند.

the norw parliament meets regularly to discuss national issues.

پارلمان نروژ به طور منظم جلساتی برای بحث درباره مسائل ملی برگزار می‌کند.

norw folklore includes stories about trolls and supernatural beings.

داستان‌های نروژ شامل داستان‌هایی درباره ترول‌ها و موجودات فراطبیعی می‌شود.

the norw landscape features fjords, mountains, and northern lights.

منظره نروژ شامل فجورد، کوه‌ها و نورهای شمالی می‌شود.

modern norw design emphasizes functionality and natural materials.

طراحی مدرن نروژ بر روی عملکرد و مواد طبیعی تأکید دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید