notifies

[ایالات متحده]/ˈnɒtɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈnɑːtəˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی اطلاع دادن یا خبر دادن

عبارات و ترکیب‌ها

system notifies

سیستم اطلاع می‌دهد

user notifies

کاربر اطلاع می‌دهد

app notifies

برنامه اطلاع می‌دهد

event notifies

رویداد اطلاع می‌دهد

service notifies

سرویس اطلاع می‌دهد

admin notifies

مدیر اطلاع می‌دهد

alert notifies

هشدار اطلاع می‌دهد

email notifies

ایمیل اطلاع می‌دهد

system notifies user

سیستم کاربر را مطلع می‌کند

software notifies

نرم‌افزار اطلاع می‌دهد

جملات نمونه

the system notifies users about updates.

سیستم کاربران را در مورد به‌روزرسانی‌ها مطلع می‌کند.

the app notifies you when new messages arrive.

برنامه به شما اطلاع می‌دهد وقتی پیام‌های جدیدی دریافت می‌شود.

the teacher notifies parents of any schedule changes.

معلم والدین را از هرگونه تغییر در برنامه در جریان می‌گذارد.

the alarm notifies us of any security breaches.

آلارم ما را از هرگونه نقض امنیتی مطلع می‌کند.

the software notifies users of important deadlines.

نرم‌افزار کاربران را از مهلت‌های مهم مطلع می‌کند.

the server notifies the admin when it goes down.

سرور مدیر را در صورت از کار افتادن آن مطلع می‌کند.

the event notifies participants of the agenda.

رویداد به شرکت‌کنندگان دستور کار اطلاع می‌دهد.

the notification system notifies everyone instantly.

سیستم اعلان به سرعت همه را مطلع می‌کند.

the application notifies you of your account status.

برنامه وضعیت حساب شما را به شما اطلاع می‌دهد.

the website notifies users about new features.

وب‌سایت کاربران را از ویژگی‌های جدید مطلع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید