novation

[ایالات متحده]/nəʊˈveɪʃən/
[بریتانیا]/noʊˈveɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جایگزینی یک تعهد قدیمی با یک تعهد جدید؛ جایگزینی یک قرارداد جدید به جای یک قرارداد قدیمی؛ تجدید یک وثیقه
Word Forms
جمعnovations

عبارات و ترکیب‌ها

novation agreement

قرارداد نوآوری

novation process

فرآیند نوآوری

novation clause

تبصره نوآوری

novation rights

حقوق نوآوری

novation contract

قرارداد نوآوری

novation terms

شرایط نوآوری

novation notice

اطلاع‌رسانی نوآوری

novation procedure

روش‌نامه نوآوری

novation transaction

معاملات نوآوری

جملات نمونه

the novation of the contract was necessary to complete the sale.

اصلاح قرارداد برای تکمیل فروش ضروری بود.

she was relieved when the novation process was finalized.

او از اینکه فرآیند اصلاح نهایی شد، احساس راحتی کرد.

novation can help in transferring obligations from one party to another.

اصلاح می‌تواند به انتقال تعهدات از یک طرف به طرف دیگر کمک کند.

they agreed on the novation terms before signing the agreement.

آنها قبل از امضای قرارداد در مورد شرایط اصلاح به توافق رسیدند.

the lawyer explained the novation process to his clients.

وکیل فرآیند اصلاح را برای مشتریانش توضیح داد.

novation is often used in financial transactions to mitigate risk.

اصلاح اغلب در معاملات مالی برای کاهش خطر استفاده می‌شود.

after the novation, the new party assumed all responsibilities.

پس از اصلاح، طرف جدید تمام مسئولیت‌ها را بر عهده گرفت.

the company sought novation to facilitate the merger.

شرکت برای تسهیل ادغام به دنبال اصلاح بود.

understanding novation is crucial for contract management.

درک اصلاح برای مدیریت قراردادها بسیار مهم است.

he felt confident in the novation agreement they reached.

او در مورد توافق اصلاحی که به آن رسیدند، احساس اعتماد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید