nucellus

[ایالات متحده]/njuːˈsɛləs/
[بریتانیا]/nuˈsɛləs/

ترجمه

n. قسمت مرکزی یک دانه که شامل جنین است؛ قسمت داخلی یک تخمک
Word Forms
جمعnucelluss

عبارات و ترکیب‌ها

nucellus tissue

بافت نوکلا

nucellus development

توسعه نوکلا

nucellus cells

سلول‌های نوکلا

nucellus function

عملکرد نوکلا

nucellus structure

ساختار نوکلا

nucellus origin

ریشه نوکلا

nucellus layer

لایه نوکلا

nucellus analysis

تجزیه و تحلیل نوکلا

nucellus morphology

مورفولوژی نوکلا

nucellus role

نقش نوکلا

جملات نمونه

the nucellus is crucial for seed development.

نوسلول برای رشد بذر حیاتی است.

in flowering plants, the nucellus surrounds the embryo sac.

در گیاهان گلدار، نوسلول کیسه جنینی را احاطه می کند.

researchers study the nucellus to understand plant reproduction.

محققان نوسلول را برای درک تولید مثل گیاهان مطالعه می کنند.

the nucellus contains the tissue that nourishes the developing ovule.

نوسلول بافتی را در خود دارد که تخمدان در حال رشد را تغذیه می کند.

during fertilization, the nucellus plays a significant role.

در طول لقاح، نوسلول نقش مهمی ایفا می کند.

some plants have a persistent nucellus even after fertilization.

برخی از گیاهان حتی پس از لقاح نوسلول ماندگار دارند.

the nucellus can be a source of genetic material for breeding.

نوسلول می تواند منبع مواد ژنتیکی برای اصلاح نژاد باشد.

understanding the structure of the nucellus is vital for botanists.

درک ساختار نوسلول برای گیاه شناسان حیاتی است.

the nucellus often undergoes changes during seed maturation.

نوسلول اغلب در طول بلوغ دانه تغییر می کند.

in some species, the nucellus is reduced or absent.

در برخی گونه ها، نوسلول کاهش می یابد یا غایب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید