nucleole

[ایالات متحده]/ˈnjuːkləʊl/
[بریتانیا]/ˈnuːkloʊl/

ترجمه

n. یک جسم کوچک و گرد درون هسته یک سلول
Word Forms
جمعnucleoles

عبارات و ترکیب‌ها

nucleole size

اندازه نوکلئول

nucleole function

عملکرد نوکلئول

nucleole structure

ساختار نوکلئول

nucleole formation

تشکیل نوکلئول

nucleole activity

فعالیت نوکلئول

nucleole dynamics

پویایی نوکلئول

nucleole analysis

تجزیه و تحلیل نوکلئول

nucleole identification

شناسایی نوکلئول

nucleole components

اجزای نوکلئول

nucleole regulation

تنظیم نوکلئول

جملات نمونه

the nucleole plays a crucial role in ribosome production.

نواکله نقش حیاتی در تولید ریبوزوم ایفا می‌کند.

scientists study the nucleole to understand cell function.

دانشمندان نوکلئول را برای درک عملکرد سلول مطالعه می‌کنند.

changes in the nucleole can indicate cellular stress.

تغییرات در نوکلئول می‌تواند نشان‌دهنده استرس سلولی باشد.

the size of the nucleole can vary among different cell types.

اندازه نوکلئول می‌تواند در انواع مختلف سلول متفاوت باشد.

during cell division, the nucleole disassembles and reforms.

در طول تقسیم سلولی، نوکلئول تجزیه و دوباره تشکیل می‌شود.

fluorescent staining helps visualize the nucleole.

رنگ‌آمیزی فلورسنت به تجسم نوکلئول کمک می‌کند.

researchers found that the nucleole is involved in gene regulation.

محققان دریافتند که نوکلئول در تنظیم ژن نقش دارد.

the nucleole is often referred to as the cell's "control center."

نوکلئول اغلب به عنوان "مرکز کنترل" سلول شناخته می‌شود.

abnormalities in the nucleole can lead to diseases.

نارملی‌های نوکلئول می‌تواند منجر به بیماری‌ها شود.

understanding the nucleole's function is essential for cancer research.

درک عملکرد نوکلئول برای تحقیقات سرطان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید