| جمع | numen |
numan works as a software engineer at a technology company.
نومان به عنوان مهندس نرمافزار در یک شرکت فناوری کار میکند.
my friend numan speaks three languages fluently.
دوست من نومان به سه زبان به طور مسلط صحبت میکند.
numan always arrives early to important meetings.
نومان همیشه زودتر از جلسات مهم حاضر میشود.
the book numan wrote became a national bestseller.
کتابی که نومان نوشت بهترین فروش ملی شد.
numan enjoys playing basketball and swimming on weekends.
نومان لذت میبرد از بازی بسکتبال و شنا کردن در ایام انتهای هفته.
we hired numan as our new project manager last month.
ما ماه گذشته نومان را به عنوان مدیر پروژه جدید ما استخدام کردیم.
numan graduated from university with honors in computer science.
نومان با افتخار در رشته علوم کامپیوتر از دانشگاه فارغالتحصیل شد.
the restaurant numan recommended served delicious traditional food.
رستورانی که نومان توصیه کرد، غذاهای سنتی لذیذی را ارائه میداد.
numan trains for marathons by running five miles every morning.
نومان برای ماراتونها با اینکه هر صبح پنج مایل میدوید، تمرین میکند.
our teacher numan explains complex concepts in simple ways.
معلم ما نومان مفاهیم پیچیده را به روشهای ساده توضیح میدهد.
numan travels internationally for business conferences several times a year.
نومان چندین بار در سال به منظور شرکت در کنفرانسهای کسب و کار به سفر میرود.
the famous chef numan opened a new restaurant downtown.
شناخته شده پовар نومان یک رستوران جدید در مرکز شهر باز کرد.
numan learned to paint landscapes during the summer vacation.
نومان در آزادی تابستانی یاد گرفت که مناظر را نقاشی کند.
our neighbor numan volunteers at the local animal shelter.
همسایه ما نومان در مراکز پناهگاه حیوانات محلی داوطلب کار میکند.
numan works as a software engineer at a technology company.
نومان به عنوان مهندس نرمافزار در یک شرکت فناوری کار میکند.
my friend numan speaks three languages fluently.
دوست من نومان به سه زبان به طور مسلط صحبت میکند.
numan always arrives early to important meetings.
نومان همیشه زودتر از جلسات مهم حاضر میشود.
the book numan wrote became a national bestseller.
کتابی که نومان نوشت بهترین فروش ملی شد.
numan enjoys playing basketball and swimming on weekends.
نومان لذت میبرد از بازی بسکتبال و شنا کردن در ایام انتهای هفته.
we hired numan as our new project manager last month.
ما ماه گذشته نومان را به عنوان مدیر پروژه جدید ما استخدام کردیم.
numan graduated from university with honors in computer science.
نومان با افتخار در رشته علوم کامپیوتر از دانشگاه فارغالتحصیل شد.
the restaurant numan recommended served delicious traditional food.
رستورانی که نومان توصیه کرد، غذاهای سنتی لذیذی را ارائه میداد.
numan trains for marathons by running five miles every morning.
نومان برای ماراتونها با اینکه هر صبح پنج مایل میدوید، تمرین میکند.
our teacher numan explains complex concepts in simple ways.
معلم ما نومان مفاهیم پیچیده را به روشهای ساده توضیح میدهد.
numan travels internationally for business conferences several times a year.
نومان چندین بار در سال به منظور شرکت در کنفرانسهای کسب و کار به سفر میرود.
the famous chef numan opened a new restaurant downtown.
شناخته شده پовар نومان یک رستوران جدید در مرکز شهر باز کرد.
numan learned to paint landscapes during the summer vacation.
نومان در آزادی تابستانی یاد گرفت که مناظر را نقاشی کند.
our neighbor numan volunteers at the local animal shelter.
همسایه ما نومان در مراکز پناهگاه حیوانات محلی داوطلب کار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید