numismatics

[ایالات متحده]/ˌnjuː.mɪzˈmæt.ɪks/
[بریتانیا]/ˌnuː.mɪzˈmæt.ɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه یا جمع‌آوری ارز، شامل سکه‌ها، نشان‌ها، پول کاغذی و اشیاء مرتبط؛ مطالعه مدال‌ها و سکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

numismatics collection

کلکسیون سکه‌شناسی

numismatics expert

متخصص سکه‌شناسی

numismatics society

جامعه سکه‌شناسی

numismatics research

تحقیقات سکه‌شناسی

numismatics history

تاریخچه سکه‌شناسی

numismatics auction

حراجی سکه‌شناسی

numismatics field

حوزه سکه‌شناسی

numismatics market

بازار سکه‌شناسی

numismatics conference

کنفرانس سکه‌شناسی

numismatics hobby

سرگرمی سکه‌شناسی

جملات نمونه

numismatics is the study of coins and currency.

نُمِیسماتیک بررسی سکه‌ها و ارزها است.

he has a passion for numismatics and collects rare coins.

او علاقه زیادی به نُمِیسماتیک دارد و سکه‌های کمیاب جمع‌آوری می‌کند.

many museums have exhibits dedicated to numismatics.

بسیاری از موزه‌ها نمایشگاه‌هایی را به نُمِیسماتیک اختصاص داده‌اند.

numismatics can provide insights into historical economies.

نُمِیسماتیک می‌تواند بینش‌هایی در مورد اقتصادهای تاریخی ارائه دهد.

she decided to pursue a career in numismatics.

او تصمیم گرفت شغلی در زمینه نُمِیسماتیک دنبال کند.

numismatics often involves the evaluation of coin condition.

نُمِیسماتیک اغلب شامل ارزیابی وضعیت سکه‌ها می‌شود.

he joined a society that focuses on numismatics.

او به یک انجمن که بر نُمِیسماتیک تمرکز دارد پیوست.

numismatics can be a rewarding hobby for many people.

نُمِیسماتیک می‌تواند سرگرمی ارزشمندی برای بسیاری از افراد باشد.

she learned about numismatics through her grandfather.

او درباره نُمِیسماتیک از طریق پدربزرگش یاد گرفت.

numismatics includes the study of paper money as well.

نُمِیسماتیک شامل مطالعه پول کاغذی نیز می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید