nymphomanias

[ایالات متحده]/nɪmfəˈmeɪnɪəz/
[بریتانیا]/nɪmfoʊˈmeɪniəz/

ترجمه

n.[روانشناسی] زنی با تمایل جنسی بیش از حد؛ [پزشکی] حالتی از اشتیاق به مردان؛ شیفتگی.

عبارات و ترکیب‌ها

nymphomanias disorder

اختلال نی‌فومانیا

nymphomanias treatment

درمان نی‌فومانیا

nymphomanias symptoms

علائم نی‌فومانیا

nymphomanias behavior

رفتار نی‌فومانیا

nymphomanias causes

علت‌های نی‌فومانیا

nymphomanias effects

اثرات نی‌فومانیا

nymphomanias myths

اسطوره‌های نی‌فومانیا

nymphomanias awareness

آگاهی از نی‌فومانیا

nymphomanias diagnosis

تشخیص نی‌فومانیا

nymphomanias stigma

تکبر نی‌فومانیا

جملات نمونه

she was diagnosed with nymphomanias at a young age.

او در سن جوانی به دلیل نفی‌مانیا تشخیص داده شد.

the therapist specializes in treating nymphomanias.

درمانگر در درمان نفی‌مانیا تخصص دارد.

many people misunderstand nymphomanias as simply being promiscuous.

بسیاری از مردم نفی‌مانیا را صرفاً به عنوان بی‌بند و باری درک می‌کنند.

nymphomanias can lead to various relationship issues.

نفی‌مانیا می‌تواند منجر به مشکلات مختلف رابطه شود.

understanding nymphomanias requires a compassionate approach.

درک نفی‌مانیا نیاز به یک رویکرد دلسوزانه دارد.

she sought help for her nymphomanias from a professional.

او برای نفی‌مانیا از کمک یک متخصص استفاده کرد.

books on nymphomanias often discuss its psychological aspects.

کتاب‌های مربوط به نفی‌مانیا اغلب به جنبه‌های روانشناختی آن می‌پردازند.

nymphomanias can affect both men and women.

نفی‌مانیا می‌تواند هم بر مردان و هم بر زنان تأثیر بگذارد.

support groups exist for those struggling with nymphomanias.

گروه‌های حمایتی برای کسانی که با نفی‌مانیا دست و پنجه نرم می‌کنند وجود دارد.

the stigma surrounding nymphomanias can hinder recovery.

تبلیغاتی که در مورد نفی‌مانیا وجود دارد می‌تواند روند بهبودی را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید