obloquys

[ایالات متحده]/ˈɒbləkwɪs/
[بریتانیا]/ˈɑːbləkwɪs/

ترجمه

n. اظهارنظرهای افترا آمیز؛ تهمت

عبارات و ترکیب‌ها

obloquys abound

توهین‌ها فراوان هستند

facing obloquys

در برابر توهین‌ها

obloquys and slander

توهین‌ها و افترا

obloquys directed

توهین‌های وارد شده

obloquys received

توهین‌هایی که دریافت شده‌اند

obloquys in media

توهین‌ها در رسانه ها

obloquys of critics

توهین‌های منتقدان

obloquys as defense

توهین‌ها به عنوان دفاع

obloquys and insults

توهین‌ها و توهین‌ها

obloquys from rivals

توهین‌های رقیبان

جملات نمونه

he faced obloquys after his controversial speech.

او پس از سخنرانی جنجالی خود با طعنه و تمسخر روبرو شد.

the politician's career was marred by obloquys.

حرفه سیاستمدار با طعنه و تمسخر لکه‌دار شده بود.

despite the obloquys, she remained steadfast in her beliefs.

با وجود طعنه و تمسخر، او در باورهای خود استوار باقی ماند.

the artist received obloquys from critics for her latest work.

هنرمند برای آخرین اثر خود از منتقدان طعنه و تمسخر دریافت کرد.

his obloquys did not deter her from pursuing her dreams.

طعنه و تمسخر او باعث نشد که او از دنبال کردن رویاهایش دست بکشد.

they launched a campaign to counter the obloquys directed at their organization.

آنها کمپینی را برای مقابله با طعنه و تمسخر وارد شده به سازمان آنها راه اندازی کردند.

obloquys often arise from misunderstandings and miscommunications.

طعنه و تمسخر اغلب از سوء تفاهم و عدم ارتباطات ناشی می شود.

she was tired of the obloquys and decided to speak out.

او از طعنه و تمسخر خسته شده بود و تصمیم گرفت صحبت کند.

the team faced obloquys after their poor performance.

تیم پس از عملکرد ضعیف خود با طعنه و تمسخر روبرو شد.

his obloquys did not reflect the true nature of the situation.

طعنه و تمسخر او بازتابی از ماهیت واقعی وضعیت نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید