oboes

[ایالات متحده]/əʊˈbəʊz/
[بریتانیا]/oʊˈboʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم اوبو، یک ساز بادی چوبی؛ ساز بادی چوبی دو نی

عبارات و ترکیب‌ها

play oboes

اجرای هوبوی

tune oboes

تنظیم هوبوی

oboes section

بخش هوبوی

oboes sound

صدای هوبوی

oboes player

نوازنده هوبوی

oboes music

موسیقی هوبوی

oboes ensemble

اجتماع هوبوی

oboes tone

آهنگ هوبوی

oboes concert

اجرای کنسرت هوبوی

oboes technique

تکنیک هوبوی

جملات نمونه

the orchestra features a section of oboes.

ارکستر دارای بخشی از هورن‌ها است.

she plays the oboe beautifully in the concert.

او به طور زیبا هورن را در کنسرت می‌نوازد.

oboes are known for their rich and warm sound.

هورن‌ها به خاطر صدای غنی و گرمشان معروف هستند.

he is learning to play the oboe this year.

او امسال یاد می‌گیرد که هورن را بنوازد.

many classical pieces feature prominent oboes.

بسیاری از قطعات کلاسیک دارای هورن‌های برجسته هستند.

the oboe section needs to tune before the performance.

بخش هورن باید قبل از اجرا کوک شود.

she enjoys the challenge of playing the oboe.

او از چالش نواختن هورن لذت می‌برد.

oboes are often used in orchestral music.

هورن‌ها اغلب در موسیقی ارکسترال استفاده می‌شوند.

the sound of the oboes filled the concert hall.

صدای هورن‌ها تالار کنسرت را پر کرد.

he bought a new oboe for his music studies.

او یک هورن جدید برای تحصیلات موسیقی خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید