observatory

[ایالات متحده]/əbˈzɜːvətri/
[بریتانیا]/əbˈzɜːrvətɔːri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تسهیلات برای تحقیق و مشاهده نجومی و هواشناسی.

عبارات و ترکیب‌ها

astronomical observatory

مرصد نجومی

telescope observatory

تلسکوپ رصدخانه

meteorological observatory

مرصد هواشناسی

جملات نمونه

In this eclipse, the Observatory is slightly off the track of annularity (by 10 km).

در این خاله وزن، رصدخانه کمی از مسیر حلقوی دور است (10 کیلومتر).

The observatory offers guided tours for visitors.

مرصد، تورهای راهنما برای بازدیدکنندگان ارائه می‌دهد.

Astronomers use the observatory to study celestial bodies.

ستاره‌شناسان از مرصد برای مطالعه اجرام آسمانی استفاده می‌کنند.

The observatory is equipped with powerful telescopes.

مرصد مجهز به تلسکوپ‌های قدرتمند است.

Visitors can stargaze at the observatory during the night.

بازدیدکنندگان می‌توانند در طول شب در مرصد به تماشای ستارگان بپردازند.

The observatory is located on top of the hill for better visibility.

مرصد به دلیل دید بهتر در بالای تپه واقع شده است.

Many important discoveries have been made at the observatory.

کشف‌های مهم بسیاری در مرصد انجام شده است.

The observatory collaborates with other research institutions on various projects.

مرصد در پروژه‌های مختلف با سایر موسسات تحقیقاتی همکاری می‌کند.

The observatory provides data for weather forecasting.

مرصد داده‌هایی را برای پیش‌بینی آب و هوا ارائه می‌دهد.

Students visit the observatory as part of their science curriculum.

دانش‌آموزان به عنوان بخشی از برنامه درسی علوم خود از مرصد بازدید می‌کنند.

The observatory is a popular tourist attraction in the area.

مرصد یک جاذبه توریستی محبوب در این منطقه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید