oddities

[ایالات متحده]/ˈɒd.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˈɑː.dɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهای عجیب یا غیرمعمول؛ اشخاص خاص؛ رویدادهای کنجکاوانه

عبارات و ترکیب‌ها

strange oddities

خلق و خوی عجیب

cultural oddities

نیازهای فرهنگی

unusual oddities

نیازهای غیرمعمول

local oddities

نیازهای محلی

natural oddities

نیازهای طبیعی

historical oddities

نیازهای تاریخی

quirky oddities

نیازهای عجیب و غریب

peculiar oddities

نیازهای عجیب

scientific oddities

نیازهای علمی

artistic oddities

نیازهای هنری

جملات نمونه

she collects oddities from around the world.

او اشیاء عجیب و غریب را از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کند.

the museum is filled with strange oddities.

موزه پر از اشیاء عجیب و غریب است.

his oddities make him unique among his peers.

اشیاء عجیب و غریب او او را در میان همسالانش منحصر به فرد می‌کند.

oddities of nature can be fascinating to study.

اشیاء عجیب و غریب طبیعت می‌تواند برای مطالعه جذاب باشد.

there are many oddities in this ancient text.

در این متن باستانی اشیاء عجیب و غریب زیادی وجود دارد.

oddities in behavior can indicate deeper issues.

اشیاء عجیب و غریب در رفتار می‌تواند نشان‌دهنده مسائل عمیق‌تر باشد.

traveling often reveals oddities in different cultures.

سفر کردن اغلب نشان‌دهنده اشیاء عجیب و غریب در فرهنگ‌های مختلف است.

he has a fascination with the oddities of the universe.

او شیفتگی با اشیاء عجیب و غریب جهان دارد.

oddities in design can attract attention.

اشیاء عجیب و غریب در طراحی می‌تواند توجه را جلب کند.

she enjoys discussing the oddities of human behavior.

او از بحث در مورد اشیاء عجیب و غریب رفتار انسان لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید