severe odontalgia
دنداندرد شدید
chronic odontalgia
دنداندرد مزمن
acute odontalgia
دنداندرد حاد
odontalgia relief
تسکین دنداندرد
odontalgia treatment
درمان دنداندرد
odontalgia symptoms
علائم دنداندرد
odontalgia causes
علتهای دنداندرد
odontalgia diagnosis
تشخیص دنداندرد
odontalgia management
مدیریت دنداندرد
post-operative odontalgia
دنداندرد پس از عمل
he went to the dentist because of severe odontalgia.
او به دلیل درد دندان شدید به دندانپزشک رفت.
odontalgia can be caused by tooth decay or gum disease.
درد دندان میتواند ناشی از پوسیدگی دندان یا بیماری لثه باشد.
she complained of odontalgia after eating ice cream.
او بعد از خوردن بستنی از درد دندان شکایت کرد.
odontalgia often requires immediate dental attention.
درد دندان اغلب نیاز به مراقبتهای دندانی فوری دارد.
the patient described his odontalgia as a sharp, throbbing pain.
بیمار درد دندان خود را به عنوان یک درد تیز و ضرباندار توصیف کرد.
over-the-counter pain relievers can help alleviate odontalgia.
داروهای مسکن بدون نسخه میتوانند به تسکین درد دندان کمک کنند.
chronic odontalgia may indicate an underlying dental issue.
درد دندان مزمن ممکن است نشاندهنده یک مشکل دندانی زمینهای باشد.
he experienced odontalgia during his flight due to pressure changes.
او به دلیل تغییرات فشار در طول پرواز خود دچار درد دندان شد.
regular dental check-ups can prevent odontalgia.
معاینات دندپزشکی منظم میتوانند از درد دندان جلوگیری کنند.
she was prescribed antibiotics for her odontalgia.
برای درد دندان او آنتیبیوتیک تجویز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید