odontalgia

[ایالات متحده]/ˌəʊ.dənˈtæl.dʒə/
[بریتانیا]/ˌoʊ.dənˈtæl.dʒə/

ترجمه

n. درد دندان؛ درد دندانپزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

severe odontalgia

دندان‌درد شدید

chronic odontalgia

دندان‌درد مزمن

acute odontalgia

دندان‌درد حاد

odontalgia relief

تسکین دندان‌درد

odontalgia treatment

درمان دندان‌درد

odontalgia symptoms

علائم دندان‌درد

odontalgia causes

علت‌های دندان‌درد

odontalgia diagnosis

تشخیص دندان‌درد

odontalgia management

مدیریت دندان‌درد

post-operative odontalgia

دندان‌درد پس از عمل

جملات نمونه

he went to the dentist because of severe odontalgia.

او به دلیل درد دندان شدید به دندانپزشک رفت.

odontalgia can be caused by tooth decay or gum disease.

درد دندان می‌تواند ناشی از پوسیدگی دندان یا بیماری لثه باشد.

she complained of odontalgia after eating ice cream.

او بعد از خوردن بستنی از درد دندان شکایت کرد.

odontalgia often requires immediate dental attention.

درد دندان اغلب نیاز به مراقبت‌های دندانی فوری دارد.

the patient described his odontalgia as a sharp, throbbing pain.

بیمار درد دندان خود را به عنوان یک درد تیز و ضربان‌دار توصیف کرد.

over-the-counter pain relievers can help alleviate odontalgia.

داروهای مسکن بدون نسخه می‌توانند به تسکین درد دندان کمک کنند.

chronic odontalgia may indicate an underlying dental issue.

درد دندان مزمن ممکن است نشان‌دهنده یک مشکل دندانی زمینه‌ای باشد.

he experienced odontalgia during his flight due to pressure changes.

او به دلیل تغییرات فشار در طول پرواز خود دچار درد دندان شد.

regular dental check-ups can prevent odontalgia.

معاینات دندپزشکی منظم می‌توانند از درد دندان جلوگیری کنند.

she was prescribed antibiotics for her odontalgia.

برای درد دندان او آنتی‌بیوتیک تجویز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید