officeholders

[ایالات متحده]/ˈɒfɪsˌhəʊldəz/
[بریتانیا]/ˈɔfɪsˌhoʊldərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که یک دفتر یا موقعیت مقام را در اختیار دارند

عبارات و ترکیب‌ها

current officeholders

صندلی‌نشینان فعلی

former officeholders

صندلی‌نشینان سابق

elected officeholders

صندلی‌نشینان انتخاب‌شده

female officeholders

صندلی‌نشینان زن

local officeholders

صندلی‌نشینان محلی

state officeholders

صندلی‌نشینان ایالتی

public officeholders

صندلی‌نشینان عمومی

government officeholders

صندلی‌نشینان دولتی

top officeholders

صندلی‌نشینان ارشد

young officeholders

صندلی‌نشینان جوان

جملات نمونه

officeholders must adhere to ethical standards.

مقامات باید به استانداردهای اخلاقی پایبند باشند.

many officeholders face challenges in their roles.

بسیاری از مقامات در نقش خود با چالش ها روبرو هستند.

officeholders are responsible for public welfare.

مقامات مسئول رفاه عمومی هستند.

voter engagement is crucial for officeholders.

مشارکت رای دهندگان برای مقامات بسیار مهم است.

officeholders should communicate effectively with constituents.

مقامات باید به طور موثر با رای دهندگان ارتباط برقرار کنند.

transparency is essential for officeholders to gain trust.

شفافیت برای به دست آوردن اعتماد مقامات ضروری است.

officeholders often collaborate with community leaders.

مقامات اغلب با رهبران جامعه همکاری می کنند.

many officeholders are elected for their leadership skills.

بسیاری از مقامات به دلیل مهارت های رهبری خود انتخاب می شوند.

officeholders must balance interests of different groups.

مقامات باید منافع گروه های مختلف را متعادل کنند.

effective officeholders prioritize the needs of their constituents.

مقامات موثر، نیازهای رای دهندگان را در اولویت قرار می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید