ogler

[ایالات متحده]/ˈəʊɡlə(r)/
[بریتانیا]/ˈoʊɡlər/

ترجمه

n. کسی که با نظرات خود به دیگران نگاه می کند، یک شخص که به دیگران به صورت لاله یا خوشبینانه نگاه می کند.
شکل‌های واژه
جمعoglers

جملات نمونه

the street ogler watched pedestrians from the corner.

ناظر خیابانی از گوشه‌ای به پیاده‌روان نگاه می‌کرد.

she felt uncomfortable around the persistent ogler at the café.

او در کافه در کنار ناظر پایدار ناراحت احساس می‌کرد.

the casual ogler didn't realize his staring was inappropriate.

ناظر غافلگر نمی‌دانست که نگاهش مناسب نیست.

an unwanted ogler followed her down the busy street.

یک ناظر ناخواسته او را در خیابان پرتردد دنبال کرد.

the ogler in the crowd blended in with other bystanders.

ناظر در جمع خود را با دیگر شاخصان ترکیب کرد.

the ogler at the window observed the scene silently.

ناظر در پنجره به صحنه به آرامش نگاه می‌کرد.

the ogler watching the performer didn't applaud.

ناظر که به اجرای کننده نگاه می‌کرد تحسین نکرد.

the ogler's gaze made the young woman uneasy.

نگاه ناظر زن جوان را ناراحت کرد.

ogler behavior in public spaces often goes unpunished.

رفتار ناظر در فضاهای عمومی اغلب مجازات نمی‌شود.

the ogler problem has increased in recent years.

مشکل ناظر در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

the ogler phenomenon reflects deeper social issues.

پدیده ناظر مسائل اجتماعی عمیق‌تر را منعکس می‌کند.

the ogler culture in some areas normalizes inappropriate staring.

فرهنگ ناظر در برخی مناطق نگاه نامناسب را عادت‌پذیر می‌کند.

the ogler and his friend laughed at the spectacle.

ناظر و دوستش به نمایش خنده‌زدند.

the ogler who stares at strangers needs to learn boundaries.

ناظری که به غریبه‌ها نگاه می‌کند باید مرزهای خود را یاد بگیرد.

the ogler makes everyone in the room feel uncomfortable.

ناظر باعث می‌شود که همه در اتاق ناراحت شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید