oilfish

[ایالات متحده]/ˈɔɪl.fɪʃ/
[بریتانیا]/ˈɔɪl.fɪʃ/

ترجمه

n. نوعی ماهی که به خاطر گوشت چربش شناخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

oilfish dish

غذای روغن‌ماهی

fresh oilfish

روغن‌ماهی تازه

oilfish recipe

دستورالعمل روغن‌ماهی

grilled oilfish

روغن‌ماهی گریل شده

oilfish fillet

فیله روغن‌ماهی

smoked oilfish

روغن‌ماهی دودی

oilfish stew

خوراک روغن‌ماهی

oilfish curry

کاري روغن‌ماهی

oilfish salad

سالاد روغن‌ماهی

oilfish tacos

تاکو روغن‌ماهی

جملات نمونه

oilfish is a popular dish in many coastal restaurants.

ماهی روغن یک غذای محبوب در بسیاری از رستوران‌های ساحلی است.

many chefs prefer oilfish for its rich flavor.

بسیاری از سرآشپزها ماهی روغن را به دلیل طعم غنی آن ترجیح می‌دهند.

oilfish can be grilled or baked for a delicious meal.

می‌توان ماهی روغن را گریل یا پخت تا یک وعده غذایی خوشمزه داشته باشید.

in some cultures, oilfish is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، ماهی روغن به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

oilfish is known for its high omega-3 fatty acid content.

ماهی روغن به دلیل داشتن محتوای بالای اسیدهای چرب امگا 3 شناخته شده است.

fresh oilfish can be found at local fish markets.

می‌توانید ماهی روغن تازه را در بازارهای ماهی محلی پیدا کنید.

people often pair oilfish with citrus flavors.

افراد اغلب ماهی روغن را با طعم‌های مرکبات همراه می‌کنند.

oilfish is often served with a side of vegetables.

ماهی روغن اغلب با یک طرفدار سبزیجات سرو می‌شود.

cooking oilfish requires careful attention to prevent dryness.

پخت ماهی روغن نیاز به توجه دقیق برای جلوگیری از خشکی دارد.

oilfish can be found in deep-sea waters.

می‌توانید ماهی روغن را در آب‌های عمیق دریا پیدا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید