oligodactyly

[ایالات متحده]/ˌɒlɪɡəʊˈdæktɪli/
[بریتانیا]/ˌɑlɪɡəˈdæktɪli/

ترجمه

n. وضعیت داشتن کمتر از پنج انگشت یا پا
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

oligodactyly condition

شرایط انگشتریزی

oligodactyly treatment

درمان انگشتریزی

oligodactyly diagnosis

تشخیص انگشتریزی

oligodactyly symptoms

علائم انگشتریزی

oligodactyly cases

موارد انگشتریزی

oligodactyly prevalence

شیوع انگشتریزی

oligodactyly genetics

ژنتیک انگشتریزی

oligodactyly research

تحقیقات انگشتریزی

oligodactyly features

ویژگی‌های انگشتریزی

oligodactyly classification

طبقه بندی انگشتریزی

جملات نمونه

oligodactyly is a rare congenital condition.

اولیگوداکتیلی یک اختلال مادرزادی نادر است.

patients with oligodactyly may require special footwear.

بیماران مبتلا به اولیگوداکتیلی ممکن است به کفش های ویژه نیاز داشته باشند.

the doctor explained the implications of oligodactyly.

پزشک پیامدهای اولیگوداکتیلی را توضیح داد.

oligodactyly can affect hand function.

اولیگوداکتیلی می تواند بر عملکرد دست تأثیر بگذارد.

some children with oligodactyly may need therapy.

برخی از کودکان مبتلا به اولیگوداکتیلی ممکن است به درمان نیاز داشته باشند.

genetic counseling may be offered for oligodactyly cases.

مشاوره ژنتیک ممکن است برای موارد اولیگوداکتیلی ارائه شود.

oligodactyly is often diagnosed at birth.

اولیگوداکتیلی اغلب در بدو تولد تشخیص داده می شود.

research on oligodactyly is still ongoing.

تحقیقات در مورد اولیگوداکتیلی هنوز در حال انجام است.

oligodactyly can vary in severity among individuals.

شدت اولیگوداکتیلی می تواند در افراد مختلف متفاوت باشد.

support groups exist for families dealing with oligodactyly.

گروه های حمایتی برای خانواده هایی که با اولیگوداکتیلی دست و پنجه نرم می کنند وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید