ologies

[ایالات متحده]/ˈɒlədʒi/
[بریتانیا]/ˈɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه یا علم یک موضوع؛ شاخه‌ای از دانش

عبارات و ترکیب‌ها

biology

زیست‌شناسی

psychology

روانشناسی

geology

زمین‌شناسی

technology

فناوری

archaeology

باستان‌شناسی

mythology

اساطیر

anthropology

جامعه‌شناسی

ecology

اکولوژی

astrology

اخترشناسی

جملات نمونه

she studies biology to understand living organisms.

او زیست‌شناسی را مطالعه می‌کند تا در مورد موجودات زنده درک کند.

psychology helps us understand human behavior.

روانشناسی به ما کمک می‌کند تا رفتار انسان را درک کنیم.

geology is essential for understanding earth's processes.

زمین‌شناسی برای درک فرآیندهای زمین ضروری است.

he is fascinated by mythology and ancient stories.

او مجذوب اسطوره‌شناسی و داستان‌های باستانی است.

she is pursuing a degree in sociology to study societies.

او در حال تحصیل در رشته جامعه‌شناسی برای مطالعه جوامع است.

in anthropology, we learn about different cultures.

در مردم‌شناسی، ما در مورد فرهنگ‌های مختلف یاد می‌گیریم.

ecology focuses on the relationships between organisms and their environment.

اکولوژی بر روابط بین موجودات زنده و محیط زیست آنها تمرکز دارد.

her passion for technology led her to study informatics.

اشتیاق او به فناوری باعث شد تا علوم اطلاعاتی را مطالعه کند.

criminology explores the causes of crime and its effects.

عقیدتی‌شناسی علل جرم و اثرات آن را بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید