oncogenic

[ایالات متحده]/ˌɒn.kəˈdʒɛn.ɪk/
[بریتانیا]/ˌɑːn.kəˈdʒɛn.ɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با یا باعث ایجاد تومورها

عبارات و ترکیب‌ها

oncogenic virus

ویروس آنکوژنیک

oncogenic mutation

جهش آنکوژنیک

oncogenic pathway

مسیر آنکوژنیک

oncogenic protein

پروتئین آنکوژنیک

oncogenic signaling

سیگنالینگ آنکوژنیک

oncogenic potential

پتانسیل آنکوژنیک

oncogenic factors

عوامل آنکوژنیک

oncogenic cells

سلول‌های آنکوژنیک

oncogenic activity

فعالیت آنکوژنیک

oncogenic genes

ژن‌های آنکوژنیک

جملات نمونه

oncogenic mutations can lead to cancer development.

جهش‌های سرطان‌زا می‌توانند منجر به رشد سرطان شوند.

researchers are studying oncogenic pathways in tumors.

محققان در حال بررسی مسیرهای سرطان‌زا در تومورها هستند.

understanding oncogenic processes is crucial for treatment.

درک فرآیندهای سرطان‌زا برای درمان بسیار مهم است.

some viruses are known to be oncogenic.

برخی از ویروس‌ها به عنوان سرطان‌زا شناخته شده‌اند.

oncogenic factors can vary between different cancer types.

عوامل سرطان‌زا می‌توانند در انواع مختلف سرطان متفاوت باشند.

targeting oncogenic signals is a promising therapeutic strategy.

هدف قرار دادن سیگنال‌های سرطان‌زا یک استراتژی درمانی امیدوارکننده است.

oncogenic transformation alters cell behavior significantly.

تحول سرطان‌زا به طور قابل توجهی رفتار سلولی را تغییر می‌دهد.

genetic testing can identify oncogenic variants.

تست ژنتیک می‌تواند واریانت‌های سرطان‌زا را شناسایی کند.

oncogenic drivers are essential for tumor growth.

رانندگان سرطان‌زا برای رشد تومورها ضروری هستند.

many oncogenic proteins are potential drug targets.

بسیاری از پروتئین‌های سرطان‌زا اهداف دارویی بالقوه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید