see an oncologist
مشاهده یک آنکولوژیست
find an oncologist
پیدا کردن یک آنکولوژیست
an oncologist's opinion
نظر یک آنکولوژیست
consult an oncologist
مشورت با یک آنکولوژیست
experienced oncologist
آنکولوژیست با تجربه
oncologist referral
معرفی به آنکولوژیست
visiting oncologist
آنکولوژیست بازدید کننده
our oncologist
آنکولوژیست ما
the oncologist treated
آنکولوژیستی که درمان کرد
an oncologist specializes
یک آنکولوژیست متخصص است
my aunt is seeing an oncologist about her recent diagnosis.
خالهام در مورد تشخیص اخیرش در حال ملاقات با یک انکولوژیست است.
the oncologist recommended a biopsy to confirm the cancer.
متخصص سرطانشناسی برای تایید سرطان، نمونهبرداری بافت را توصیه کرد.
she works as an oncologist at a leading cancer center.
او به عنوان یک متخصص سرطانشناسی در یک مرکز سرطان برجسته کار میکند.
the oncologist explained the treatment options available to him.
متخصص سرطانشناسی گزینههای درمانی موجود برای او را توضیح داد.
we consulted with an oncologist to get a second opinion.
ما برای دریافت نظر دوم با یک متخصص سرطانشناسی مشورت کردیم.
the oncologist monitored her condition closely after surgery.
متخصص سرطانشناسی پس از جراحی، وضعیت او را به دقت زیر نظر داشت.
he referred me to an oncologist specializing in breast cancer.
او من را به یک متخصص سرطانشناسی متخصص در سرطان سینه ارجاع داد.
the oncologist discussed the side effects of chemotherapy with her.
متخصص سرطانشناسی عوارض جانبی شیمیدرمانی را با او در میان گذاشت.
she is an experienced oncologist with a focus on melanoma.
او یک متخصص سرطانشناسی با تجربه با تمرکز بر ملانوما است.
the oncologist's prognosis was cautiously optimistic.
پیشبینی متخصص سرطانشناسی با احتیاط خوشبینانه بود.
we appreciated the oncologist's compassionate care and expertise.
ما از مراقبتهای دلسوزانه و تخصص متخصص سرطانشناسی قدردانی کردیم.
see an oncologist
مشاهده یک آنکولوژیست
find an oncologist
پیدا کردن یک آنکولوژیست
an oncologist's opinion
نظر یک آنکولوژیست
consult an oncologist
مشورت با یک آنکولوژیست
experienced oncologist
آنکولوژیست با تجربه
oncologist referral
معرفی به آنکولوژیست
visiting oncologist
آنکولوژیست بازدید کننده
our oncologist
آنکولوژیست ما
the oncologist treated
آنکولوژیستی که درمان کرد
an oncologist specializes
یک آنکولوژیست متخصص است
my aunt is seeing an oncologist about her recent diagnosis.
خالهام در مورد تشخیص اخیرش در حال ملاقات با یک انکولوژیست است.
the oncologist recommended a biopsy to confirm the cancer.
متخصص سرطانشناسی برای تایید سرطان، نمونهبرداری بافت را توصیه کرد.
she works as an oncologist at a leading cancer center.
او به عنوان یک متخصص سرطانشناسی در یک مرکز سرطان برجسته کار میکند.
the oncologist explained the treatment options available to him.
متخصص سرطانشناسی گزینههای درمانی موجود برای او را توضیح داد.
we consulted with an oncologist to get a second opinion.
ما برای دریافت نظر دوم با یک متخصص سرطانشناسی مشورت کردیم.
the oncologist monitored her condition closely after surgery.
متخصص سرطانشناسی پس از جراحی، وضعیت او را به دقت زیر نظر داشت.
he referred me to an oncologist specializing in breast cancer.
او من را به یک متخصص سرطانشناسی متخصص در سرطان سینه ارجاع داد.
the oncologist discussed the side effects of chemotherapy with her.
متخصص سرطانشناسی عوارض جانبی شیمیدرمانی را با او در میان گذاشت.
she is an experienced oncologist with a focus on melanoma.
او یک متخصص سرطانشناسی با تجربه با تمرکز بر ملانوما است.
the oncologist's prognosis was cautiously optimistic.
پیشبینی متخصص سرطانشناسی با احتیاط خوشبینانه بود.
we appreciated the oncologist's compassionate care and expertise.
ما از مراقبتهای دلسوزانه و تخصص متخصص سرطانشناسی قدردانی کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید