onyxis

[ایالات متحده]/ɒnˈɪksɪs/
[بریتانیا]/ɑnˈɪksɪs/

ترجمه

n. ناخن فرورفته؛ اونیکیا
Word Forms
جمعonyxes

عبارات و ترکیب‌ها

onyxis growth

رشد ونیکسیس

onyxis treatment

درمان ونیکسیس

onyxis condition

وضعیت ونیکسیس

onyxis infection

عفونت ونیکسیس

onyxis symptoms

علائم ونیکسیس

onyxis care

مراقبت از ونیکسیس

onyxis diagnosis

تشخیص ونیکسیس

onyxis expert

متخصص ونیکسیس

onyxis problem

مشکل ونیکسیس

onyxis analysis

تجزیه و تحلیل ونیکسیس

جملات نمونه

onyxis is a term often used in dermatology.

اونیکس اصطلاحی است که اغلب در پوست‌شناسی استفاده می‌شود.

the doctor diagnosed her with onyxis after examining her nails.

پزشک پس از معاینه ناخن‌های او، او را به دلیل اونیکس تشخیص داد.

symptoms of onyxis can include discoloration of the nails.

علائم اونیکس می‌تواند شامل تغییر رنگ ناخن‌ها باشد.

treatment for onyxis may involve topical antifungal medications.

درمان اونیکس ممکن است شامل داروهای ضد قارچی موضعی باشد.

she researched onyxis to better understand her condition.

او برای درک بهتر وضعیت خود، درباره اونیکس تحقیق کرد.

onyxis can sometimes be a sign of an underlying health issue.

اونیکس گاهی اوقات می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل سلامتی زمینه‌ای باشد.

regular nail care can help prevent onyxis.

مراقبت منظم از ناخن‌ها می‌تواند به پیشگیری از اونیکس کمک کند.

she consulted a specialist for her persistent onyxis.

او برای اونیکس مداوم خود با یک متخصص مشورت کرد.

onyxis is often accompanied by pain and discomfort.

اونیکس اغلب با درد و ناراحتی همراه است.

understanding onyxis can lead to better nail health.

درک اونیکس می‌تواند منجر به سلامت بهتر ناخن‌ها شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید