avid operagoer
طرفدار پرشور اپرا
seasoned operagoer
طرفدار باتجربه اپرا
casual operagoer
طرفدار گاه به گاه اپرا
frequent operagoer
طرفدار مکرر اپرا
first-time operagoer
طرفدار اپرا برای اولین بار
enthusiastic operagoer
طرفدار مشتاق اپرا
discerning operagoer
طرفدار با سلیقه اپرا
loyal operagoer
طرفدار وفادار اپرا
new operagoer
طرفدار جدید اپرا
passionate operagoer
طرفدار پرشور و با اشتیاق اپرا
the operagoer was excited to see the new production.
تماشاگر اپرا برای دیدن تولید جدید هیجانزده بود.
as an operagoer, i appreciate the nuances of the performances.
من به عنوان یک تماشاگر اپرا، ظرافتهای اجراها را ارزیابی میکنم.
many operagoers dress elegantly for the occasion.
بسیاری از تماشاگران اپرا برای این مناسبت به شایستگی لباس میپوشند.
the operagoer enjoyed a glass of champagne during intermission.
تماشاگر اپرا در زمان استراحت از یک لیوان شامپاین لذت برد.
being an operagoer allows you to experience rich cultural traditions.
تماشاگر بودن اپرا به شما این امکان را میدهد تا سنتهای غنی فرهنگی را تجربه کنید.
she has been a devoted operagoer for over a decade.
او بیش از یک دهه است که یک تماشاگر اپرا وفادار بوده است.
the operagoer recommended the performance to her friends.
تماشاگر اپرا این اجرا را به دوستانش توصیه کرد.
every operagoer has their favorite composer.
هر تماشاگر اپرا آهنگساز مورد علاقه خود را دارد.
the operagoer was mesmerized by the lead soprano's voice.
تماشاگر اپرا در صدای سوپرانو اصلی مسحور شده بود.
as an operagoer, i always look forward to the season opener.
من به عنوان یک تماشاگر اپرا، همیشه منتظر شروع فصل هستم.
avid operagoer
طرفدار پرشور اپرا
seasoned operagoer
طرفدار باتجربه اپرا
casual operagoer
طرفدار گاه به گاه اپرا
frequent operagoer
طرفدار مکرر اپرا
first-time operagoer
طرفدار اپرا برای اولین بار
enthusiastic operagoer
طرفدار مشتاق اپرا
discerning operagoer
طرفدار با سلیقه اپرا
loyal operagoer
طرفدار وفادار اپرا
new operagoer
طرفدار جدید اپرا
passionate operagoer
طرفدار پرشور و با اشتیاق اپرا
the operagoer was excited to see the new production.
تماشاگر اپرا برای دیدن تولید جدید هیجانزده بود.
as an operagoer, i appreciate the nuances of the performances.
من به عنوان یک تماشاگر اپرا، ظرافتهای اجراها را ارزیابی میکنم.
many operagoers dress elegantly for the occasion.
بسیاری از تماشاگران اپرا برای این مناسبت به شایستگی لباس میپوشند.
the operagoer enjoyed a glass of champagne during intermission.
تماشاگر اپرا در زمان استراحت از یک لیوان شامپاین لذت برد.
being an operagoer allows you to experience rich cultural traditions.
تماشاگر بودن اپرا به شما این امکان را میدهد تا سنتهای غنی فرهنگی را تجربه کنید.
she has been a devoted operagoer for over a decade.
او بیش از یک دهه است که یک تماشاگر اپرا وفادار بوده است.
the operagoer recommended the performance to her friends.
تماشاگر اپرا این اجرا را به دوستانش توصیه کرد.
every operagoer has their favorite composer.
هر تماشاگر اپرا آهنگساز مورد علاقه خود را دارد.
the operagoer was mesmerized by the lead soprano's voice.
تماشاگر اپرا در صدای سوپرانو اصلی مسحور شده بود.
as an operagoer, i always look forward to the season opener.
من به عنوان یک تماشاگر اپرا، همیشه منتظر شروع فصل هستم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید