orangutang

[ایالات متحده]/ˌɒrəŋˈuːtæŋ/
[بریتانیا]/ˌɔːrəŋˈuːtæŋ/

ترجمه

n. اورانگوتان؛ یک میمون بزرگ که در جنگل‌های بارانی بورنئو و سوماترا زیست می‌کند و موی قرمز رنگ و دست‌های طولانی دارد.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the orangutang sat quietly in the corner of the large enclosure.

ورانگوتان به آرامی در گوشهٔ بزرگ این محوطه نشسته بود.

scientists are studying how the orangutang uses tools to get food.

دانشمندان در حال مطالعهٔ نحوهٔ استفادهٔ ورانگوتان از ابزار برای به دست آوردن غذا هستند.

an orangutang has very long arms compared to its legs.

ورانگوتان دارای بازوی بسیار بلندی نسبت به پای خود است.

we saw a playful orangutang swinging from rope to rope.

ما یک ورانگوتان بازیگوش را دیدیم که از طناب به طناب می‌پرید.

the mother orangutang held her baby close to her chest.

والد مادهٔ ورانگوتان بچهٔ خود را به سینهٔ خود نزدیک داشت.

destruction of the rainforest threatens the wild orangutang population.

تخریب جنگل‌های گیا، جمعیت ورانگوتان‌های جاندار را تهدید می‌کند.

the zookeeper fed the hungry orangutang a basket of fruit.

پرورش دهندهٔ حیوانات، ورانگوتان گرسنه را با یک سبد میوه غذای داد.

a mature male orangutang has large cheek pads called flanges.

ورانگوتان مرد بزرگسال دارای پوسته‌های گوناگون گردنی است که فلانژ نامیده می‌شود.

the orphaned orangutang was taken to a rehabilitation center.

ورانگوتانی که یتیم شده بود به مرکز بازتوانی منتقل شد.

tourists gathered to watch the orangutang build a nest.

گردشگران جمع شدند تا ورانگوتان را در حال ساختن گنجه ببینند.

the bright orange fur of the orangutang stood out against the green leaves.

پشم نارنجی روشن ورانگوتان در مقابل برگ‌های سبز متمایز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید