orchardist

[ایالات متحده]/ˈɔːtʃədɪst/
[بریتانیا]/ˈɔrʧərdɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که باغ میوه را کشت می‌کند یا مدیریت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

expert orchardist

باغبانی ماهر

experienced orchardist

باغبانی با تجربه

local orchardist

باغبانی محلی

certified orchardist

باغبانی دارای گواهینامه

professional orchardist

باغبانی حرفه‌ای

dedicated orchardist

باغبانی متعهد

passionate orchardist

باغبانی مشتاق

successful orchardist

باغبانی موفق

innovative orchardist

باغبانی نوآور

جملات نمونه

the orchardist carefully prunes the trees every spring.

باغبانی با دقت هر سال در فصل بهار درختان را هرس می‌کند.

an experienced orchardist knows the best time to harvest.

یک باغبانی با تجربه می‌داند چه زمانی بهترین زمان برای برداشت محصول است.

the orchardist sells fresh fruit at the local market.

باغبانی میوه تازه را در بازار محلی می‌فروشد.

many orchardists use organic methods to grow their crops.

بسیاری از باغبانی‌ها از روش‌های ارگانیک برای پرورش محصولات خود استفاده می‌کنند.

the orchardist attends workshops to improve his skills.

باغبانی برای بهبود مهارت‌های خود در کارگاه‌ها شرکت می‌کند.

being an orchardist requires a lot of hard work and dedication.

باغبانی بودن نیازمند تلاش و تعهد زیادی است.

the orchardist is experimenting with new fruit varieties.

باغبانی در حال آزمایش با انواع جدید میوه است.

local orchardists often collaborate on community projects.

باغبانی‌های محلی اغلب در پروژه‌های جامعه با یکدیگر همکاری می‌کنند.

the orchardist has a deep understanding of soil health.

باغبانی درک عمیقی از سلامت خاک دارد.

during the harvest season, the orchardist works long hours.

در طول فصل برداشت، باغبانی ساعت‌های طولانی کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید