oreide mineral
کانی اورید
oreide extraction
استخراج اورید
oreide processing
فرآوری اورید
oreide deposit
سنگ معدن اورید
oreide analysis
تجزیه و تحلیل اورید
oreide concentration
تمرکز اورید
oreide quality
کیفیت اورید
oreide market
بازار اورید
oreide supply
تامین اورید
oreide value
ارزش اورید
we will oreide the project by next week.
ما پروژه را تا هفته آینده تکمیل خواهیم کرد.
make sure to oreide your schedule for the meeting.
مطمئن شوید که برنامه زمانی خود را برای جلسه تنظیم کنید.
it's important to oreide your priorities.
اولویتهای خود را تنظیم کنید، این مهم است.
can you oreide the tasks for the team?
آیا می توانید وظایف تیم را تنظیم کنید؟
we need to oreide our resources effectively.
ما باید منابع خود را به طور موثر تنظیم کنیم.
he always knows how to oreide his time wisely.
او همیشه می داند چگونه زمان خود را به طور عاقلانه تنظیم کند.
let's oreide the budget for the upcoming event.
بیایید بودجه رویداد آینده را تنظیم کنیم.
she will oreide the details of the plan.
او جزئیات برنامه را تنظیم خواهد کرد.
to succeed, you must oreide your efforts.
برای موفقیت، باید تلاش های خود را تنظیم کنید.
they decided to oreide the workflow for better efficiency.
آنها تصمیم گرفتند گردش کار را برای افزایش بهره وری تنظیم کنند.
oreide mineral
کانی اورید
oreide extraction
استخراج اورید
oreide processing
فرآوری اورید
oreide deposit
سنگ معدن اورید
oreide analysis
تجزیه و تحلیل اورید
oreide concentration
تمرکز اورید
oreide quality
کیفیت اورید
oreide market
بازار اورید
oreide supply
تامین اورید
oreide value
ارزش اورید
we will oreide the project by next week.
ما پروژه را تا هفته آینده تکمیل خواهیم کرد.
make sure to oreide your schedule for the meeting.
مطمئن شوید که برنامه زمانی خود را برای جلسه تنظیم کنید.
it's important to oreide your priorities.
اولویتهای خود را تنظیم کنید، این مهم است.
can you oreide the tasks for the team?
آیا می توانید وظایف تیم را تنظیم کنید؟
we need to oreide our resources effectively.
ما باید منابع خود را به طور موثر تنظیم کنیم.
he always knows how to oreide his time wisely.
او همیشه می داند چگونه زمان خود را به طور عاقلانه تنظیم کند.
let's oreide the budget for the upcoming event.
بیایید بودجه رویداد آینده را تنظیم کنیم.
she will oreide the details of the plan.
او جزئیات برنامه را تنظیم خواهد کرد.
to succeed, you must oreide your efforts.
برای موفقیت، باید تلاش های خود را تنظیم کنید.
they decided to oreide the workflow for better efficiency.
آنها تصمیم گرفتند گردش کار را برای افزایش بهره وری تنظیم کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید