orientals

[ایالات متحده]/ˌɔːrɪˈɛntəlz/
[بریتانیا]/ˌɔrɪˈɛn(t)əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فرهنگ‌های شرقی
n. مردم شرق، به‌ویژه آسیا

عبارات و ترکیب‌ها

orientals cuisine

آشپزی شرقی

orientals culture

فرهنگ شرقی

orientals art

هنر شرقی

orientals philosophy

فلسفه شرقی

orientals heritage

میراث شرقی

orientals traditions

آد و رسوم شرقی

orientals music

موسیقی شرقی

orientals fashion

مد شرقی

orientals literature

ادبیات شرقی

orientals beliefs

باورهای شرقی

جملات نمونه

many orientals have a rich cultural heritage.

بسیاری از آسیایی‌ها دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

orientals often celebrate the lunar new year with family.

آسیایی‌ها اغلب سال نوی قمری را با خانواده جشن می‌گیرند.

in art, orientals have unique styles and techniques.

در هنر، آسیایی‌ها دارای سبک‌ها و تکنیک‌های منحصربه‌فرد هستند.

orientals are known for their traditional cuisine.

آسیایی‌ها به خاطر آشپزی سنتی خود مشهور هستند.

many orientals practice meditation and mindfulness.

بسیاری از آسیایی‌ها مدیتیشن و ذهن‌آگاهی را تمرین می‌کنند.

orientals often value education highly in their cultures.

آسیایی‌ها اغلب در فرهنگ خود به شدت به آموزش ارزش می‌دهند.

orientals have contributed greatly to global philosophy.

آسیایی‌ها سهم زیادی در فلسفه جهانی داشته‌اند.

many orientals participate in martial arts for discipline.

بسیاری از آسیایی‌ها برای انضباط در هنرهای رزمی شرکت می‌کنند.

orientals often have a deep respect for nature.

آسیایی‌ها اغلب احترام زیادی برای طبیعت قائل هستند.

orientals value family ties and community support.

آسیایی‌ها به روابط خانوادگی و حمایت جامعه ارزش می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید