ortolan

[ایالات متحده]/ˈɔːtəˌlæn/
[بریتانیا]/ˈɔrtəˌlæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده در خانواده‌ی بن‌تینگ، که اغلب به عنوان پرنده‌ی برنج یا نوعی سوره شناخته می‌شود.؛ (US) نوعی گنجشک، که به عنوان بوبولینک یا سوره نیز شناخته می‌شود.
Word Forms
جمعortolans

عبارات و ترکیب‌ها

ortolan dish

غذای اورتولان

ortolan feast

جشن اورتولان

ortolan hunting

شکار اورتولان

ortolan recipe

دستور پخت اورتولان

ortolan delicacy

ظرفیت اورتولان

ortolan preparation

آماده سازی اورتولان

ortolan cuisine

آشپزی اورتولان

ortolan tasting

چشیدن اورتولان

ortolan experience

تجربه اورتولان

ortolan tradition

آداب و رسوم اورتولان

جملات نمونه

many chefs consider ortolan a delicacy.

بسیاری از سرآشپزها مرغ اورتولان را غذای خوشمزه می‌دانند.

eating ortolan is a controversial practice.

خوردن مرغ اورتولان یک عمل بحث‌برانگیز است.

he savored the taste of ortolan at the gourmet restaurant.

او طعم مرغ اورتولان را در رستوران لوکس از خود سیر ساخت.

ortolan is often served with a glass of fine wine.

مرغ اورتولان اغلب با یک لیوان شراب خوب سرو می‌شود.

some people believe that ortolan should be eaten whole.

برخی افراد معتقدند که مرغ اورتولان باید به طور کامل خورده شود.

ortolan has been a part of french culinary tradition.

مرغ اورتولان بخشی از سنت آشپزی فرانسوی بوده است.

he was excited to try ortolan for the first time.

او برای اولین بار امتحان کردن مرغ اورتولان هیجان داشت.

ortolan is often associated with luxury dining experiences.

مرغ اورتولان اغلب با تجربیات غذا خوردن لوکس مرتبط است.

some cultures have rituals surrounding the consumption of ortolan.

برخی از فرهنگ‌ها آیین و رسوم مربوط به مصرف مرغ اورتولان دارند.

the preparation of ortolan requires special techniques.

آماده‌سازی مرغ اورتولان نیاز به تکنیک‌های خاص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید