osmolarity

[ایالات متحده]/ˌɒzməˈlærɪti/
[بریتانیا]/ˌɑzməˈlærɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غلظت ذرات اسمزی در یک محلول؛ مولا ری ایزوتونیک

عبارات و ترکیب‌ها

high osmolarity

اسمز بالای خون

low osmolarity

اسمز پایین خون

osmolarity measurement

اندازه گیری اسمز

osmolarity levels

سطح اسمز

osmolarity gradient

گرادیان اسمز

plasma osmolarity

اسمز پلاسما

urine osmolarity

اسمز ادرار

osmolarity effect

اثر اسمز

osmolarity changes

تغییرات اسمز

osmolarity control

کنترل اسمز

جملات نمونه

the osmolarity of the solution affects cell behavior.

غلظت اسمولاریتی محلول بر رفتار سلول تأثیر می‌گذارد.

measuring osmolarity is essential in medical diagnostics.

اندازه‌گیری اسمولاریتی در تشخیص‌های پزشکی ضروری است.

high osmolarity can lead to dehydration in cells.

اسمولاریتی بالا می‌تواند منجر به کم آبی در سلول‌ها شود.

the osmolarity of blood is tightly regulated.

اسمولاریتی خون به شدت تنظیم می‌شود.

osmolarity influences the movement of water across membranes.

اسمولاریتی بر حرکت آب از طریق غشاها تأثیر می‌گذارد.

adjusting osmolarity can improve drug delivery systems.

تنظیم اسمولاریتی می‌تواند سیستم‌های تحویل دارو را بهبود بخشد.

osmolarity is a key factor in kidney function.

اسمولاریتی یک عامل کلیدی در عملکرد کلیه است.

understanding osmolarity helps in formulating iv fluids.

درک اسمولاریتی به فرموله کردن مایعات داخل وریدی کمک می‌کند.

changes in osmolarity can trigger hormonal responses.

تغییرات در اسمولاریتی می‌تواند پاسخ‌های هورمونی را فعال کند.

osmolarity plays a role in maintaining homeostasis.

اسمولاریتی در حفظ هموستازی نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید