outages

[ایالات متحده]/ˈaʊtɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈaʊtɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌هایی که یک خدمت، به‌ویژه برق، در دسترس نیست

عبارات و ترکیب‌ها

power outages

قطعی برق

service outages

قطعی خدمات

network outages

قطعی شبکه

outages reported

قطعی گزارش شده

outages expected

قطعی پیش‌بینی شده

outages scheduled

قطعی برنامه‌ریزی شده

outages resolved

قطعی رفع شده

outages ongoing

قطعی در حال انجام

outages affecting

قطعی در حال تاثیرگذاری بر

outages warning

هشدار قطعی

جملات نمونه

the power outages affected thousands of homes.

قطعی برق بر هزاران خانه تأثیر گذاشت.

we need to prepare for potential outages during the storm.

ما باید برای قطعی‌های احتمالی در طول طوفان آماده شویم.

outages can disrupt business operations significantly.

قطعی‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی عملیات کسب و کار را مختل کنند.

customers complained about frequent outages last month.

مشتریان در ماه گذشته در مورد قطعی‌های مکرر شکایت کردند.

the utility company is working to reduce outages.

شرکت خدمات رسان در حال تلاش برای کاهش قطعی‌ها است.

outages often occur during peak demand hours.

قطعی‌ها اغلب در ساعات اوج مصرف رخ می‌دهند.

they installed backup generators to handle outages.

آنها ژنراتورهای پشتیبان برای مقابله با قطعی‌ها نصب کردند.

outages can lead to data loss if not managed properly.

قطعی‌ها می‌توانند منجر به از دست دادن داده‌ها شوند اگر به درستی مدیریت نشوند.

the city experienced multiple outages last winter.

شهر زمستان گذشته چندین قطعی را تجربه کرد.

we received alerts about planned outages for maintenance.

ما هشدها در مورد قطعی‌های برنامه‌ریزی شده برای نگهداری دریافت کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید