outfoxing rivals
غلبه بر رقیبان
outfoxing competitors
غلبه بر رقبا
outfoxing predators
غلبه بر شکارچیان
outfoxing opponents
غلبه بر حریفان
outfoxing challenges
غلبه بر چالشها
outfoxing expectations
غلبه بر انتظارات
outfoxing doubts
غلبه بر تردیدها
outfoxing obstacles
غلبه بر موانع
outfoxing limits
غلبه بر محدودیتها
outfoxing trends
غلبه بر روندها
he was outfoxing his competitors in the market.
او رقبای خود را در بازار فریب میداد.
outfoxing the enemy requires clever strategies.
فریب دادن دشمن نیاز به استراتژیهای هوشمندانه دارد.
she enjoyed outfoxing her friends during the game.
او از فریب دادن دوستانش در طول بازی لذت میبرد.
outfoxing the challenges of life can be rewarding.
غافلگیری کردن چالشهای زندگی میتواند پاداشدهنده باشد.
the detective was known for outfoxing criminals.
مامور پلیس به خاطر فریب دادن جنایتکاران شناخته شده بود.
he had a knack for outfoxing difficult situations.
او استعداد فریب دادن موقعیتهای دشوار را داشت.
outfoxing the competition takes skill and creativity.
فریب دادن رقابت نیاز به مهارت و خلاقیت دارد.
they succeeded in outfoxing their rivals.
آنها در فریب دادن رقبای خود موفق شدند.
outfoxing your fears can lead to personal growth.
غافلگیری کردن ترسهای خود میتواند منجر به رشد شخصی شود.
she was adept at outfoxing her opponents in chess.
او در فریب دادن حریفان خود در شطرنج مهارت داشت.
outfoxing rivals
غلبه بر رقیبان
outfoxing competitors
غلبه بر رقبا
outfoxing predators
غلبه بر شکارچیان
outfoxing opponents
غلبه بر حریفان
outfoxing challenges
غلبه بر چالشها
outfoxing expectations
غلبه بر انتظارات
outfoxing doubts
غلبه بر تردیدها
outfoxing obstacles
غلبه بر موانع
outfoxing limits
غلبه بر محدودیتها
outfoxing trends
غلبه بر روندها
he was outfoxing his competitors in the market.
او رقبای خود را در بازار فریب میداد.
outfoxing the enemy requires clever strategies.
فریب دادن دشمن نیاز به استراتژیهای هوشمندانه دارد.
she enjoyed outfoxing her friends during the game.
او از فریب دادن دوستانش در طول بازی لذت میبرد.
outfoxing the challenges of life can be rewarding.
غافلگیری کردن چالشهای زندگی میتواند پاداشدهنده باشد.
the detective was known for outfoxing criminals.
مامور پلیس به خاطر فریب دادن جنایتکاران شناخته شده بود.
he had a knack for outfoxing difficult situations.
او استعداد فریب دادن موقعیتهای دشوار را داشت.
outfoxing the competition takes skill and creativity.
فریب دادن رقابت نیاز به مهارت و خلاقیت دارد.
they succeeded in outfoxing their rivals.
آنها در فریب دادن رقبای خود موفق شدند.
outfoxing your fears can lead to personal growth.
غافلگیری کردن ترسهای خود میتواند منجر به رشد شخصی شود.
she was adept at outfoxing her opponents in chess.
او در فریب دادن حریفان خود در شطرنج مهارت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید