outstation visit
بازدید خارج از محل
outstation duty
وظیفه خارج از محل
outstation travel
سفر خارج از محل
outstation assignment
ماموریت خارج از محل
outstation report
گزارش خارج از محل
outstation meeting
جلسه خارج از محل
outstation support
حمایت خارج از محل
outstation accommodation
اقامت خارج از محل
outstation client
مشتری خارج از محل
outstation staff
پرسنل خارج از محل
she was sent outstation for a week to oversee the project.
او برای یک هفته به خارج از محل کار ارسال شد تا بر پروژه نظارت کند.
the team is currently outstation for a client meeting.
در حال حاضر تیم برای جلسه با مشتری در خارج از محل کار است.
he enjoys the outstation assignments because of the travel opportunities.
او از وظایف خارج از محل کار لذت می برد به دلیل فرصت های سفر.
we have an outstation event planned for next month.
ما یک رویداد خارج از محل کار برای ماه آینده برنامه ریزی کرده ایم.
outstation duties require a lot of planning and coordination.
وظایف خارج از محل کار نیاز به برنامه ریزی و هماهنگی زیادی دارد.
she packed her bags for the outstation trip.
او چمدان های خود را برای سفر خارج از محل کار بست.
he received a promotion due to his excellent outstation performance.
او به دلیل عملکرد عالی خود در خارج از محل کار ترفیع گرفت.
the company frequently sends employees outstation for training.
شرکت اغلب کارمندان را برای آموزش به خارج از محل کار می فرستد.
outstation work can be challenging but rewarding.
کار خارج از محل کار می تواند چالش برانگیز اما پاداش دهنده باشد.
she prefers working outstation rather than in the office.
او ترجیح می دهد به جای دفتر کار در خارج از محل کار کار کند.
outstation visit
بازدید خارج از محل
outstation duty
وظیفه خارج از محل
outstation travel
سفر خارج از محل
outstation assignment
ماموریت خارج از محل
outstation report
گزارش خارج از محل
outstation meeting
جلسه خارج از محل
outstation support
حمایت خارج از محل
outstation accommodation
اقامت خارج از محل
outstation client
مشتری خارج از محل
outstation staff
پرسنل خارج از محل
she was sent outstation for a week to oversee the project.
او برای یک هفته به خارج از محل کار ارسال شد تا بر پروژه نظارت کند.
the team is currently outstation for a client meeting.
در حال حاضر تیم برای جلسه با مشتری در خارج از محل کار است.
he enjoys the outstation assignments because of the travel opportunities.
او از وظایف خارج از محل کار لذت می برد به دلیل فرصت های سفر.
we have an outstation event planned for next month.
ما یک رویداد خارج از محل کار برای ماه آینده برنامه ریزی کرده ایم.
outstation duties require a lot of planning and coordination.
وظایف خارج از محل کار نیاز به برنامه ریزی و هماهنگی زیادی دارد.
she packed her bags for the outstation trip.
او چمدان های خود را برای سفر خارج از محل کار بست.
he received a promotion due to his excellent outstation performance.
او به دلیل عملکرد عالی خود در خارج از محل کار ترفیع گرفت.
the company frequently sends employees outstation for training.
شرکت اغلب کارمندان را برای آموزش به خارج از محل کار می فرستد.
outstation work can be challenging but rewarding.
کار خارج از محل کار می تواند چالش برانگیز اما پاداش دهنده باشد.
she prefers working outstation rather than in the office.
او ترجیح می دهد به جای دفتر کار در خارج از محل کار کار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید