outstep

[ایالات متحده]/aʊtˈstɛp/
[بریتانیا]/aʊtˈstɛp/

ترجمه

vt. فراتر رفتن یا پیشی گرفتن؛ بیرون رفتن یا فراتر رفتن؛ عبور کردن یا گذشتن

عبارات و ترکیب‌ها

outstep boundaries

مرزهای فراتر

outstep expectations

انتظارات فراتر

outstep limits

محدودیت‌های فراتر

outstep norms

هنجارهای فراتر

outstep rules

قوانین فراتر

outstep competition

رقابت فراتر

outstep challenges

چالش‌های فراتر

outstep standards

استانداردهای فراتر

outstep trends

روندهای فراتر

جملات نمونه

his actions often outstep the boundaries of acceptable behavior.

اقدامات او اغلب از حدود رفتار قابل قبول فراتر می‌رود.

we must ensure that our ambitions do not outstep our resources.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که جاه‌طلبی‌های ما از منابع ما فراتر نمی‌رود.

she tends to outstep her authority when making decisions.

او معمولاً در هنگام تصمیم‌گیری از اختیارات خود فراتر می‌رود.

it's important to outstep your comfort zone to grow.

برای رشد مهم است که از منطقه امن خود فراتر روید.

his enthusiasm sometimes outsteps the limits of professionalism.

شور و شوق او گاهی اوقات از حدود حرفه‌ای بودن فراتر می‌رود.

they warned him not to outstep the rules of the competition.

آنها به او هشدار دادند که قوانین مسابقه را زیر پا نگذارد.

outstepping your limits can lead to unexpected consequences.

تجاوز از محدودیت‌های خود می‌تواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.

we should outstep traditional methods to find innovative solutions.

ما باید روش‌های سنتی را کنار بگذاریم تا راه‌حل‌های نوآورانه پیدا کنیم.

his desire to outstep his peers motivated him to work harder.

تمایل او برای پیشی گرفتن از همسالانش او را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.

sometimes, it's necessary to outstep social norms for progress.

گاهی اوقات، برای پیشرفت لازم است که از هنجارهای اجتماعی فراتر برویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید