outworld

[ایالات متحده]/ˈaʊtwɜːld/
[بریتانیا]/ˈaʊtwɜːrld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا قرار گرفته در جهان خارجی؛ خارجی یا خارج از
n. جهان خارجی یا واقعیت خارج از تجربه یا محیط خود
شکل‌های واژه
جمعoutworlds

جملات نمونه

the portal suddenly opened a gateway to the outworld.

دریچه ناگهانی به جهان خارجی باز شد.

strange creatures invaded from the outworld.

موجودات عجیبی از جهان خارجی حمله کردند.

legends speak of a dangerous outworld beyond our map.

افسانه‌ها از یک جهان خارجی خطرناک فراتر از نقشه ما سخن می‌برند.

the wizard summoned a demon from the outworld.

جادوگر یک شیطان را از جهان خارجی فراخواند.

they planned an expedition to explore the unknown outworld.

آن‌ها یک کاوش برای بررسی جهان خارجی ناشناخته را برنامه‌ریزی کردند.

communication with the outworld has been cut off.

ارتباط با جهان خارجی قطع شده است.

survivors struggled to adapt to the harsh outworld environment.

بازماندگان در تطبیق با محیط سخت جهان خارجی دشواری داشتند.

the artifact possesses the power to cross into the outworld.

این اثر قدرت عبور به جهان خارجی را دارد.

a dense mist separates this realm from the outworld.

یک بخار چگال این حوزه را از جهان خارجی جدا می‌کند.

the queen forbade anyone from traveling to the outworld.

پادشاهی هر کسی را از سفر به جهان خارجی ممنوع کرد.

signals from the outworld were weak and garbled.

سیگنال‌های از جهان خارجی ضعیف و مبهم بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید